|
محمد
آسنگران
در
قسمت دوم
اين
نوشته به
نقش و
جايگاه
سازمان
زحمتكشان
پرداختيم·
در اين
قسمت
جريانات
ديگر
كردستاني
را در
متن
اوضاع
سياسي
امروز و
نقششان
در
خيزشهاي
شهري
كردستان
مورد بحث
و بررسي
قرار
دهيم· در
اينجا
نقش و
سياست
جريان
انشعابي
از حزب
بطور
مشخص
مورد بحث
است· اما
باتوجه
به
ناشناخته
بودن اين
جريان من
تلاش
ميكنم
مختصري
از شكل
گيري
اينها را
مرور و
در عين
حال نظرم
را هم
بيان
كنم، كه
خواننده
شناخت
معيني از
آنها
پيدا كند·
در
ميان دو
قطب اصلي
ناسيوناليسم
و
كمونيسم
كارگري، جريانات
بينا
بيني
حالت
سيال
بودن
فعلي را
ادامه
ميدهند·
جايگاه
واقعي و
اجتماعي
اين
سازمان
نيز به
نسبت
قدرت
كمونيسم
كارگري و
راست
جامعه، در
كردستان
ناسيوناليسم
كرد،
تعيين
ميشود·
اگر
جريانات
ناسيوناليستي
دست بالا
پيدا
كنند
اينها به
آن سمت
خواهند
رفت، اما
عكس اين
قضيه هم
صادق است
اگر
كمونيسم
در جامعه
دست بالا
پيدا كند
اينها با
تمام
آغشتگي
هاي سنتي
و
ناسيوناليستي
اي كه
دارند به
چپ جامعه
نزديك
ميشوند·
منشعبين
از حزب
كمونيست
كارگري
ايران
يكي از
اين
سازمانها
است كه
تابع
نوسانات
اين
تعادل
قوا است·
جايگاه و
وزن
منشعبين
در
كردستان
قبل
از اينكه
به سياست
و متد
آنها
بپردازم
براي
شناخت آن
دسته از
خوانندگان
كه اسناد
مباحثات
ما را
مطالعه
نكرده
اند
مختصرأ و
در يك
سطح
عمومي به
چگونگي
شكل گيري
اينها
ميپردازم·
اينها از
حزب
كمونيست
كارگري
ايران
جدا شدند·
اسم خود
را حزب
كمونيست
كارگري
ايران-
حكمتيست
گذاشته
اند· با
يك پسوند
به آخر
اسم حزب
بطور غير
معقولي
اسم حزبي
را كه
ازآن جدا
شده اند
را كپي
كرده و
به ناحق
زير نام
آن
فعاليت
ميكنند·
اينها
حزب
كمونيست
كارگري
نيستند،
زيرا
خودشان
اعلام
كرده اند
كه از آن
حزب
انشعاب
كرده اند
و با
اصول
پايه اي
اين حزب
مخالف
هستند·
حكمتيست
هم
نيستند
زيرا از
تمام
مباني
فكري
منصور
حكمت
فاصله
گرفته
اند· اين
اسم
ربايي
همان
سبكي است
كه
سازمان
زحمتكشان
براي
سرقت اسم
كومله
بكار برد·
ما قبلأ
سياستهاي
اينها را
به تفصيل
نقد كرده
ايم،
اسناد
اين
مباحث در
سايتهاي
حزب از
جمله در
سايت
www.iskraa.org
در
دسترس
است· در
اينجا
بيان
مختصري
از پروسه
انشعاب
اينها و
برخي
اختلافات
ومباحث
مهم و
مضموني و
سبك كاري
كه با
اينها
داشتيم
لازم
است·
اينها
اساسأ
تعدادي
از
كادرهاي
تشكيلات
كردستان
حزب ما
بودند كه
از حزب
جدا شدند·
شيوه
جدايي
شان از
حزب، به
همان
سبكي كه
سازمان
زحمتكشان
از كومله
جدا شد،
بود· سنت
شان به
تاريخ
دوران
اوليه
كومله
برميگردد·
هم مهتدي
و هم
اينها در
حسرت
دوران "خوش"
و
محفليسم
سنتي و
پوپوليستي
كومله
قصد
برگشت به
آن تاريخ
را دارند·
اما
مهتدي
بدون
ملاحظه و
با صراحت
بيشتري
اين مسير
را رفته
و از فرط
خوشحالي
در عرصه
قومپرستي
از پ·ك·ك
هم پيشي
گرفته
است·
دوستان
سابق ما
اما هنوز
يك پا در
تاريخ
كومله
سال 58 و يك
پا در چپ
امروز
دارند·
فكر
ميكنند
با سنت
آن دوران
راحتتر
به
فعاليت
خود
ادامه
ميدهند·
تمام
تلاششان
اين بود
كه در
جريان و
بعد از
جدايي
اشان از
حزب، هر
ضربه اي
كه
ميتوانند
به حزب
وارد
كنند و
بروند·
تا جايي
كه به
بخشي از
رفقاي
داخل
ايران
اعلام
كرده
بودند كه
حزب منحل
شده است·
اينها
هر
نفرشان 5
تا 6 بار
از حزب
استعفا
دادند تا
نشان
دهند كه
وزنه اي
هستند،
اويل حتي
خودشان
اين
دروغها
را باور
كرده
بودند و
اعلام
كردند كه
اكثريت
حزب با
آنها است·
اكنون
واقعيات
سرسخت
آنها را
كمي
محتاط
كرده است·
يك بار
به اسم
عضو
كميته
فلان
كشور، يك
بار به
اسم
كميته
كردستان
يكبار به
اسم
عضويت در
فلان
سازمان
جانبي
حزب
يكبار به
اسم عضو
و يكبار
به اسم
كادر و···
استعفاهايشان
را
نوشتند و
تشريف
بردند·
جالب اين
است كه
اين شو
سياسي را
هنوز
شاهديم·
ايميج
سازي نوع
آقاي
مدرسي
همين بود
كه هر
نفر 6 بار
استعفا
بدهد تا
خواننده
بي اطلاع
فكر كند
كه اينها
وزنه اي
هستند·
درحزب ما
مجال
پياده
كردن اين
تصوير
سازيها
را
نيافتند
و رفتند·
آقاي
مدرسي با
هر
ترفندي
به قبله
آمالش
رسيد، در
حزب
جديدش
بدون
مقاومت
حزب
خانوادگيش
را
بالاخره
درست كرد·
اين
آرزوي
آقاي
مدرسي
قبلأ با
شكست
روبرو
شده بود،
اما
اكنون در
سازمان
تازه
سازش
عملي شده
است·
سازمانها
و
ارگانهاي
حزبشان
را نگاه
كنيد و
مسولين
آنرا
ببينيد
تا متوجه
اين محفل
خانوادگي
و غير
سياسي
بشويد·
اينها
حزب
نيستند،
اين خيمه
شب بازي
را هيج
آدم جديي
از اينها
نميپذيرد·
مدتي طول
نخواهد
كشيد كه
آدمهاي
در ميان
اينها
پيدا
ميشوند و
صدايشان
بلند
خواهد شد·
آقاي
مدرسي
ميخواست
همين سبك
را در
حزب ما
پياده
كند كه
نتوانست·
اينها
هنگام
رفتن از
حزب با
سبكي غير
مسولانه
و با
سياستي
انحلال
طلبانه
هنگامي
كه
تلاششان
براي
مخفي
نگهداشتن
مباحثات
دروني بي
نتيجه
ماند،
تصميم
شان را
گرفتند و
رفتند·
زيرا دو
سال تمام
مقاومت
كردند كه
اين
مباحثات
علني
نشود·
دليل اين
امر هم
روشن بود
ميدانستند
اگر آن
مباحث
علني شود
و آنها
بر
نظراتشان
پافشاري
كنند در
كنگره
بعدي هيچ
كدام از
آنها
براي
عضويت در
كميته
هاي رهبري راي
نخواهند
آورد·
در
همان
دوران
رحمان
حسين
زاده در
جلسه
دفتر
سياسي
اعلام
كرد: "اگر
اين
مباحث را
علني
كنيد،
همان
كاري را
ميكنيد
كه ما با
علني
كردن
اسناد
خليج در
مقابل
كومله
كرديم·
آنوقت من
استعفا
ميدهم·
زيرا اين
مبارزه
سياسي
نيست،
اين
افشاگري
از جناح
ما است"·
نقل به
معني-
براي
شنيدن
اين گفته
ها به
بحثهاي
جلسات
دفتر
سياسي بر
روي سايت
هاي حزب
مراجعه
كنيد·
از
نظر
ايشان
علني
كردن
مباحث
مورد
اختلاف
در مقابل
كومله
درست بود
اما در
مقابل
خودشان
نادرست
است· از
منظر
اينها ما
در مقابل
كومله
افشاگري
كرديم،
تصور يك
مبارزه
سياسي و
روباز
براي
اينها
مشكل بود·
فكر
ميكردند
كه حزب
يك محفل
خودماني
است،
هنوز
متوجه
اين
واقعيت
نيستند
كه حزب
كمونيست
كارگري
يك حزب
سياسي
جدي با
سنتهاي
مدرن است
و تفكرات
محفلي
آنها را
برنميتابد·
اين
تهديد به
اين دليل
بود كه
حس وحدت
طلبي در
بالاي
حزب، و
مشخصأ از
جانب ما
را ديده
بودند،
با
سواستفاده
از اين
احساس
مسوليت
ما
ميخواستند
امتياز
بگيرند·
·
اينها
بعد از
مرگ
منصور
حكمت
فيلشان
ياد
هندوستان
كرد و يك
بار ديگر
به
چادرهاي
كومله
برگشتند·
قرار بود
ما يك
حزب شفاف
باشيم و
با كارت
رو بازي
كنيم، در
مدت
كوتاهي
بعد از
منصور
حكمت
اينها
سنتهايي
را به
حزب
تحميل
كردند كه
در دوران
منصور
حكمت حزب
در نقد
آنها رشد
كرده بود·
يكي از
آن سنتها
بي اطلاع
نگهداشتن
حزب و
جامعه از
مباحث
سياسي
مورد
اختلاف
بود·
كوروش
مدرسي
اوايل
اعلام
كرد، حتي
كميته
مركزي هم
نبايد از
اين
مباحث
مطلع
گردد·
بعدأ تحت
فشار
جناح چپ
حزب
رضايت
دادند كه
كميته
مركزي
اين
مباحث را
دريافت
كند· قدم
بعدي كه
كميته
مركزي
مطلع شد
پافشاري براي
تحويل
اين
مباحث به
كادرها
شدت گرفت·
آنها
گفتند
نبايد
اين
اسناد به
دست
كادرها
برسد
زيرا
اتوريته
دفتر
سياسي
زير سوال
ميرود!
در
مقابل ما
اصرار
داشتيم
كه حداقل
منتخبي
از اين
مباحث به
كادرهاي
حزب داده
شود،
آنها باز
هم
مخالفت
كردند·
تا اينكه
بالاخره
قبل از
كنگره
چهارم و
قبل از
اينكه
سياست ما
عملي
شود،
كوتاه
آمدند و
به تمام
قطعنامه
هاي
پيشنهادي
جناح چپ
حزب راي
دادند·
كورش
مدرسي
اعلام
كرد كه
در كنگره
چهارم و
پلنوم
بعد از
آن
كانديد
ليدر حزب
نخواهد
بود و
حميد
تقوايي
كانديد
ليدري
حزب است·
او طي
نامه اي
به كميته
مركزي
همچنين
اعلام
كرد كه
در پلنوم
بعد از
كنگره
چهارم،
كانديد رﺌيس
دفتر
سياسي هم
نميشود·
بعد از
مدت
كوتاهي
ديديم كه
همه اين
تعهدها و
عقب
نشينيهاي
رسمي و
كتبي فقط
يك
پليتيك
به سبك
معامله
بازاريها
بود·
اين
تصميم
كتبي و
رسمي
آقاي
كورش
مدرسي
علامت يك
عقب
نشيني
واضح بود·
اما در
عين حال
ما
ميدانستيم
كه اين
يك عقب
نشيني
آگاهانه
براي
تعرض
بعدي است·
با اين
عقب
نشيني
هدف اين
بود كه
جناح چپ
كميته
مركزي در
مقابل
آنها
ساكت شود
و
كادرهاي
حزب از
مباحث
راست
آنها
بيخبر
نگهداشته
شوند·
تاثير
اين عقب
نشيني
اين بود
كه مباحث
مورد
اختلاف
در كنگره
چهارم
حزب
تعيين
تكليف
نشود·
با
اين وجود
كنگره
چهارم
تمام
مباحث و
قطعنامه
هاي
مصوبش در
تقابل با
سياست و
مباحث
راستي
بود كه
كورش
مدرسي و
همفكرانش
قبلأ
مطرح
كرده
بودند·
درجوار
كنگره،
حميد
تقوايي
به كورش
مدرسي
پيشنهاد
كرد كه
اكنون
اكثر
كادرهاي
بالاي
حزب حاضر
هستند، بهتر
است كه
مباحث
اصلي
مورد
اختلاف
را مطرح
كنيم و
در يك
سمينار
طرفين از
بحث
خودمان
دفاع
كنيم تا
كادرهاي
حزب هم
در جريان
قرار
گيرند·
اين
پيشنهاد
با
مخالفت
مدرسي و
همفكرانش
روبرو شد
و برگزار
نگرديد·
بعد
از كنگره
چهارم كه
حميد
تقوايي
با اتفاق
آرا به
عنوان
ليدر حزب
انتخاب
شد
همچنانكه
پيش بيني
ميشد
آنها
اپوزيسيون
حزب شدند·
در مقابل
هر كاري
و
هرسياستي
مقاومت
ميكردند·
حزب
كاملأ
زمين گير
شده بود·
بلافاصله
بعد از
كنگره
چهارم
قطعنامه
مصوب در
مورد
اوضاع
سياسي و
انقلاب
پيش رو
در ايران
كه
خودشان
به آن
راي داده
بودند
زير سوال
رفت و به
مخالف آن
تبديل
شدند· در
اين مقطع
بود كه
ما تلاش
كرديم
همه
مباحث
داخلي به
اعضا و
كادرهاي
حزب داده
شود·
هنگامي
كه
پافشاري
ما را
براي
علني
كردن
مباحث
داخلي
ديدند،
تهديد به
انشعاب
كردند·
طي
بيانيه
اي اعلام
كردند كه
در پلنوم
بعدي
بايد
سياست
آنها به
تصويب
برسد و
افراد
مورد نظر
آنها در
رهبري
حزب قرار
گيرند،
در غير
اين صورت
انشعاب
ميكنند· (بيانيه
21 نفر)
طبيعي
بود كه
ما در
مقابل
اين
سياست و
خواست
راستروانه
آنها
بايستيم
وايستاديم·
در همين
مقطع بود
كه علني
كردن
مباحث
باز هم
موضوعيت
جدي تري
پيدا كرد·
رفيق
حميد
تقوايي
به عنوان
ليدر حزب
اعلام
كرد همه
مباحث را
با
مسوليت
خودش
علني
ميكند و
در مقابل
ارگانهاي
حزبي
جوابگو
است·
با
علني شدن
مباحث
مورد
اختلاف
براي
جواب
قطعي و
اصولي به
اين
اختلافات
اكثريت
بالايي
از اعضاي
حزب
خواهان
كنگره
فوق
العاده
شدند و
ليدر حزب
اين
كنگره را
فراخوان
داد·
اينها با
همان سنت
سازمان
زحمتكشان
به
گروكشي
روي
آوردند·
اعلام
كردند
اگر قرار
است
كنگره
فوق
العاده
برگزار
شود
انشعاب
ميكنند،
به كنگره
نمي آيند·
اينها
ميدانستند
كه اگر
به كنگره
بيايند
تمام
سياستهاي
آنها نقد
و رد
ميشود و
هيج كدام
از
مدافعين
آن
سياستها
براي
كميته
هاي
رهبري
حزب
انتخاب
نميشوند·
سياست
و متد
آنها
مشخص بود
اعلام
كرده
بودند
سوسياليسم
مردم را
رم ميدهد·
آقاي
كورش
مدرسي
چنين
ميگويد: "بنظر
من اگر
حزب
كمونيست
كارگري
در شرايط
متعارف
قدرت را
بگيرد و
در پروسه
انقلاب
عليه
جمهوري
اسلامي
قدرت را
بگيرد و
از فرداي
خودش
شروع
بكند
برنامه
سوسياليستي
اش را
بعنوان
مبناي
كار
تعيين
كند، ضرب
اول
صفوفي كه
پشتش جمع
شدند،
مردمي كه
پشتش جمع
شدند،
توده اي
كه پشتش
جمع شدند
را از هم
ميپاشد·
چون آن
توده
مردم از
سر يك
چيز
ديگري
آمده است
با تو،
از سر يك
خواست
ديگري
آمده است·
پايه ات
را
ميپاشد" از
جلسات
دفتر
سياسي-
اعلام
كردند
قدرت
سياسي در
ايران
ميوه اي
است كه
به دامن
حجاريان
و جريان
دوم
خرداد مي
افتد،
اعلام
كردند در
جامعه
ايران،
راست دست
بالا
پيدا
كرده است
و چپ
رهبر
ندارد و
ضعيف است·
اعلام
كردند
حزب،
فشار از
پايين را
ميبيند
اما چانه
زني از
بالا را
ناديده
ميگيرد و···
با
اين
سياستها
هنگامي
كه جدا
شدند
اعلام
كردند كه
برنامه و
اصول
سازماني،
و
سياستهاي
حزب
كمونيست
كارگري
ايران را
تا كنگره
چهارم
قبول
دارند و
به عنوان
سياست و
برنامه
خود
ميپذيرند·
اعلام
كردند
سياستهاي
كنگره
هاي حزب
را از
جمله
كنگره
چهارم را
كه تمامأ
در نقد
نظرات
آنها
نوشته
شده بود
قبول
دارند·
كسي كه
اعلام
ميكند
عملي
كردن
برنامه
سوسياليستي
حزب مردم
را رم
ميدهد و
پايه حزب
را از هم
ميپاشد،
چه چيزي
و كجاي
برنامه
حزب را
قبول
دارد·
نميتوان
هم اين
گفته ها
را قبول
داشت و
هم
برنامه
حزب و
سياستهاي
حزب را
مورد
تاييد
قرار داد·
يك آدم
جدي در
ميان
اينها
پيدا نشد
كه بگويد
آقاي
مدرسي
اين گفته
ها
كدامشان
فريب و
كدامشان
جدي است·
در
صورتي كه
براي ما
معلوم
بود كه
قبول اين
سياستها
فقط يك
تعارف
زمخت با
كمونيسم
كارگري
است·
اينها
ميخواهند
از
اتوريته
و اعتبار
اسم حزب
و منصور
حكمت سو
استفاده
كنند·
متاسفانه
مدت
زيادي
بعد از
رفتنشان
طول
نكشيد كه
سياستهاي
بغايت
راست و
غير
انقلابي
را در
جمعشان
رسميت
دادند·
در عالم
واقعي
اينها
برنامه و
سياستها
و مصوبات
حزب را
قبول
ندارند·
تصوير
اينها از
سياست و سنتهاي
سياسي،
تصويري
سنتي و
عقب
مانده
است·
تاريخ و
خاطرات
مشترك
دوران
فعاليت
اينها در
كومله و
سوابق و
اهميت آن
در ذهن
اين
جماعت
جايگاه
بالايي
دارد·
همه
اينها را
در كنار
همدديگر
اگر قرار
دهيد، يك
سنت
مشترك را
ميبينيد،
سنت
ناسيوناليستي
در جنبش
كردستان·
سنتي
كه احزاب
كردستاني
امثال
حزب
دمكرات
مادر و
سر منشا
آن
هستند،
اين سنت
در عرصه
هاي
مختلفي
قابل
رويت است·
معامله
كردن در
سياست،
محفل
خودماني
داشتن و
گتوسازي
ملي تحت
لواي
سوابق و
خاطرات
مشترك،
اهميت
سابقه
هاي
مشترك،
اهميت و
جايگاه
برجسته
اسلحه،
بي اهميت
بودن
جايگاه
جنبش
كارگري ،
بي
پرنسيبي
و نان به
نرخ روز
خوردن و···
جدايي
و انشعاب
در احزاب
سياسي
راست و
چپ در
جامعه
تاريخي
طولاني
به
اندازه
عمر
پديده
خود حزب
دارد·
اما سبك
جدايي
اينها
واقعأ
عقب
مانده و
به شكل
زمختي
انحلال
طلبانه
بود· سبك
جدايشان
با سبك
سازمان
زحمتكشان
كردستان
قابل
مقايسه
است·
سبكشان،
لحنشان،
ادبياتشان،
بي
پرنسيبي
و غير
قابل
اعتماد
بودنشان،
غيرسياسيگري
و بحثهاي
آشبزخانه
ايشان،
فاصله
شان با
هر نوع
اخلاق
انساني و
صداقت و
صميميت،
رفتار
اينها با
رفقاي
سابقشان،
اتهامات
غير
سياسي و
سابقه
تراشيشان،
تار |