نگاهي به اوضاع سياسی ايران و جايگاه حزب كمونيست كارگری

 

محمد آسنگران

asangaran@aol.com

 

امسال در شرايطي به استقبال ١٨ تير ميرويم كه اتفاقات مهمي در ايران افتاده است· جمهوري اسلامي در موقعيت ضعيفتري قرار گرفته است· يك باند از جناح راست قدرت حكومتي را از دست جناحهاي رقيب خارج كرده است· بخش اصلي رهبران و آخوندهايي كه در ٢٦ سال قبل اين رژيم را ساخته اند از قدرت كنار گذاشته شده اند· اختلافات جناحي گله هاي آخوند و حزب الله به مرحله تازه اي رسيده است· اين اختلافات تا جايي پيش رفته است كه تعدادي  از سران جمهوري اسلامي اعلام كرده اند كه قانون اساسيشان جوابگو نيست· اين طيف در نقش "اپوزيسيون" طرفدار جمهوري اسلامي تلاش ميكنند كه در مقابل خامنه اي خود را متشكل كنند· به قدرت رسيدن احمدي نژاد و كنار گذاشتن رفسنجاني كه سمبل و يكي از ستونهاي اصلي جمهوري اسلامي بود، اختلافات سران و رهبران رژيم را وارد مرحله تازه اي كرده است· حذف رفسنجاني، كروبي و كل جريانات دوم خرداد از حكومت، جمهوري اسلامي را در موقعيت پيچيده و شكننده اي قرار داده است·

 

اين اتفاقات در شرايطي افتاده است كه اعتراضات و اعتصابات كارگران و مردم در ايران در يك سال گذشته ابعادي وسيع به خود گرفته و راديكاليسم اين اعتراضات روز به روز عميقتر شده است· نقش چپ و كمونيسم در راس اين جنبش بيش از پيش از جايگاه محكمتري برخوردار شده است· حزب كمونيست كارگري ايران در ايجاد اين تعادل قواي سياسي نقش مهم و منحصر به فردي داشته است·

نقشي كه سياستها و تاكتيكهاي حزب در اين راستا ايفا كرده است موقعيت تازه اي براي خود حزب و رهبري آن ايجاد كرده است· هيچ مقطعي در تاريخ ايران ما شاهد چنين جنبشي با اين خصوصيات نبوده ايم· اين جنبش، جنبشي مدرن، انساني، امروزي و با افق سياسي روشن، و با پلاتفرم رفاه، آزادي، برابري و احترام به انسان در ايران پا به ميدان گذاشته است·

 

اين حركت  پديده تازه اي است كه تاريخ معاصرايران براي اولين بار آنرا دارد تجربه ميكند· كمونيسم با صفي وسيع از رهبران و كادرهاي شناخته شده، رهبران عملي در ميدان عمل و جدال فكري، امكانات رسانه اي قابل توجه، روشن بيني و تشكل حزبي با برنامه و بانفوذ اجتماعي، كل فضاي سياسي ايران را دچار دگرگوني عميقي كرده است·

 كمونيسم كارگري پديده مهمي است كه در اين جنبش اجتماعي وسيعأ جا باز كرده است· رد پاي اين گرايش سياسي و اجتماعي از بعد از انقلاب 57 قابل ديدن و بازشناسي است· تاريخ اين گرايش با تاريخ زندگي كوتاه و پر ثمر منصور حكمت عجين است· به اين معنا تاريخ معاصر ايران شاهد سير تكوين اين حركت بوده و اكنون در اين مقطع زماني، ما با شرايطي تعيين كننده و سرنوشت ساز روبرو هستيم· اين گرايش فكري يك ترند سياسي معتبر است كه در اين جنبش انقلابي در ابعادي وسيع قابل شناسايي است· در همين چند سال اخير اين ترند فكري و حزب معيني كه جنبش انقلابي در ايران را هدايت كرده است و يا در جهت دادن به اين جنبش نقش اصلي را بازي كرده است كاملأ مشهود و برجسته است·

 

به اين اعتبار تاريخ حزب كمونيست كارگري با تاريخ مبارزات راديكال و انقلابي چند سال گذشته در ايران كاملأ عجين شده است· نقش اين جنبش اجتماعي و تاثيرات حزب كمونيست كارگري در تكوين و تكامل اين جنبش با نمونه ها و اتفاقات مهمي در تاريح ايران تداعي ميشود· كنفرانس برلين، اول مه ها و بطور برجسته اي اول مه 84 در ابعادي سراسري، مبارزات كارگران در اقصي نقاط ايران و نقش سياستهاي حزب، رهبري و هدايت  مستقيم و غير مستقيم جنبش كارگري در ابعادي گسترده، قابل رويت است· نقش اين ترند فكري در تاثير گذاري بر جنبش برابري طلبانه زنان، جنبش جوانان، دفاع از حقوق كودكان، دفاع از حقوق پناهندگان و ··· همگي عرصه هايي است كه اين گرايش فكري در سازماندادن و هدايت آنها نقش اصلي و تعيين كننده اي بازي كرده است· چنانچه اكنون اين گرايش فكري به يك جنبش عظيم اجتماعي وصل شده و غير قابل تفكيك است·

 

علاوه بر تاثيرات اين حزب در سطح ايران، در خارج كشور و مشخصأ در تعدادي از كشورهاي اروپايي و كانادا نقش اجتماعي و پيشرو حزب و تعدادي از رهبران و فعالين سرشناس آن در تغيير قوانين و فرهنگ به نفع زنان، پناهندگان و كودكان در جامعه كاملأ مشهود است·

با اين وجود توان و پتانسيل جنبش انقلابي در ايران و نقش حزب كمونيست كارگري بسيار وسيعتر و عميقتر از اين است كه ما مشاهده كرده ايم·     

ما هنوز گوشه هايي از اين جنبش اجتماعي و انقلابي را شاهد بوده ايم· اين جنبش بايد با تمام قامت به ميدان بيايد· اين غول خفته بيدار شده است اما بايد راه بيفتد· سياسيون ورشكسته كه فكر ميكنند راست جامعه، كليد تغييرات در ايران را در دست گرفته و چپ جامعه ضعيف شده است با اولين جرقه هاي اين جنبش زبانشان دچار لكنت شده و ناچارند ادبياتشان را تغيير دهند·

امروز بيش از هر زماني اميد به انقلاب اجتماعي و رهايي از قيد و بند سرمايه و فقر و فلاكت در جامعه معتبر شده است·

مخالفين انقلاب و طرفداران تغيير تدريجي شكست خوردند و به حاشيه رانده شدند· امروز ديگر طرفداران سياستهاي حجارياني و دولت حجارياني و كل طيف ضد انقلاب دوم خرداد و مريدان خارج و داخل حكومت هم فهميده اند كه با وجود اين رژيم، نميشود انتظار تغيير داشت·

كساني كه فكر ميكردند دوم خرداديها و جريانات اصلاح طلب رژيم اسلامي اين "نمايندگان بورژوازي متعارف ايران" قدرت را يكسره ميكنند و همه جا گل و بلبل ميشود و به صرافت اين افتاده بودند كه دوران كار آرام است، كساني كه اعلام كردند انقلابي در كار نيست، اكنون بايد نوشته هايشان را پنهان كنند·

كساني كه فكر ميكردند سوسياليسم مردم را رم ميدهد و انقلابي در كار نيست و مردم "نبايد سوپرماركتها را غارت كنند" و شورا بدرد نميخورد و راست دست بالا پيدا كرده است و··· اكنون ناچارند آن ادبيات "شيرين" را بسته بندي كنند و به پستوي تاريك منزلشان بفرستند· دوران اين اراجيف تمام شد· جامعه با قدرت راه ديگري را طي ميكند·

 

يكي از نتايج قدرت اعتراض مردم چند شقه كردن و پاره پاره شدن سران رژيم اسلامي بود· اكنون زمان متحد شدن و با قدرت به ميدان آمدن كارگران و مردم معترض است· جنبش اعتراضي كارگران، زنان، جوانان و كل مردم به جان آمده ميتواند و بايد كل دم و دستگاه جنايت رژيم اسلامي را درهم بپيچد· راه خلاصي از دست فقر و فلاكت و زندان و اعدام و بي حرمتي، سرنگوني اين رژيم سراپا جنايت است· تا هم اكنون در اين راستا قدمهايي جديي به جلو برداشته ايم·

 

 اكنون با گسيختگي و سرگرداني حاكمان جمهوري اسلامي فرصت مناسبي براي ضربه زدن و جلو رفتن جنبش ما انسانهاي برابري طلب، ما سوسياليستها، ما كمونيست كارگريها بيش از هميشه آماده است· طبقه كارگر و فعالين كمونيست كارگري بايد اين اوضاع  را دريابند، نبايد فرصت را از دست داد· جمهوري اسلامي در سطوح داخلي و بين المللي زير فشار خرد كننده اي قرار گرفته است· دشمن ضعيف و پراكنده را راحت تر ميشود زد· مبارزات طبقه كارگر و مردم براي پايان دادن به عمر رژيم اسلامي وارد فاز تازه اي شده است· متشكل شدن و تدارك حمله و تعرض به رژيم اسلامي كاري فوري و جدي در دستور همه فعالين كارگري و اجتماعي است·

 

اوضاع بين المللي به ضرر رژيم اسلامي تغييراتي كرده است وحكومت اسلامي بيش از پيش تحت فشار قرار گرفته است·

آمريكا و دولتهاي اروپايي عليرغم سياست پراگماتيستي نسبت به جمهوري اسلامي، بعد ازنتيجه "انتخابات" رياست جمهوري در ايران، تغييراتي در روابطشان مشاهده ميشود· پرونده هايي كه سالها در مراجع قضايي كشورهاي اروپايي خاك خورده بودند، دوباره روي ميز آنها قرار گرفته است· مسأله حقوق بشر و سلاحهاي هسته اي در ايران يك بار ديگر در فضاي سياسي جهان به عنوان موضوعي برجسته مطرح شده و ميرود كه كل مناسبات جهوري اسلامي با دولتهاي غربي را دستخوش تغييراتي كند·

 در اين ميان آمريكا با استفاده از فضاي بوجود آمده تلاش ميكند اهداف جهاني و منطقه اي خود را دنبال كند· بنابر اين احتمال شاخ به شاخ شدن جمهوري اسلامي و آمريكا روز بروز شدت بيشتري ميگيرد· نا گفته نماند كه دولتهاي اروپايي و آمريكا در قدم اول تلاش ميكنند كه دولت اسلامي رام شده در ايران داشته باشند· زيرا هيچ آلترناتيو قابل قبولي ندارند· اينكه نهايتأ در اين راستا آمريكا تلاش ميكند با دخالت مستقيم، آلترناتيو خود را سر كار بياورد به فاكتورهاي متعددي بستگي دارد كه آمريكا فعلأ بايد منتظر آماده شدن آن شرايط بماند· رشد و گسترش جنبش انقلابي مردم ميتواند اين انتظار آمريكا را به ياس تبديل كند·

در چنين فضاي ملتهبي در داخل و خارج ايران طبيعي است كه جمهوري اسلامي ناچار است دست به عصا حركت كند· دنيا با حساسيت بيشتري اكنون حركات رژيم اسلامي ايران را زير نظر دارد· روزنامه ها و مدياي غربي كه با قدرت گيري جريان دوم خرداد كل فضاي دنيا را به نفع اين آخوند "رفرميست" و رژيمش مسموم كرده بودند اكنون گوشه هايي از واقعيت جامعه ايران را به تصوير ميكشند· امروز كاملأ بر عكس گذشته پرونده هايي كه دولتهاي غربي قبلأ به نفع جمهوري اسلامي پنهان كرده بودند و امروز دوباره روي ميز قرار داده اند يكي بعد از ديگري دارد به اطلاع جهانيان ميرسد·

 

با توجه به فاكتورهاي بالا تعادل قوا به نفع مردم تغيير مهمي كرده است· با اين حال نبايد انتظار داشته باشيم در كوتاه مدت تعرض به جمهوري اسلامي به نقطه نهايي و تعيين كننده اي برسد· بخشي ازمردم و فعالين سياسي و رهبران عملي ممكن است هنوز تصوير انقلاب 57 در ذهنشان زنده شود و انتظار اين را بكشند كه رهبري مثل خميني بيايد و كار را يكسره كند· اين تصوير قابل تكرار نيست· زيرا نه مردم آن مردم هستند و نه فرهنگ حاكم بر نيروي فعاله انقلاب شباهتي به آن فرهنگ دارد· نه رژيم اسلامي شباهتي به رژيم سلطنتي دارد و نه اپوزيسيون زير چترهمه باهم به حركت در مي آيد·

تصور سنتي از انقلاب، تصور انقلابي شبيه به ۵٧، ما را از شناختن اين انقلاب معين و مهم و ترسيم راههاي پيشروي محروم ميكند· اين انقلاب همانگونه كه گفتم با نقش حزب كمونيست كارگري و با منصور حكمت و نقد او از جامعه و راه حلهاي جنبش ماكزيماليست و راديكال، عجين شده و به نوعي از آن رنگ گرفته است· اين انقلابي است كه همين امروز در جريان است و با مجموعه اي از حركات اجتماعي و مبارزات و كمپينها به پيش ميرود·

راه پايان دادن كم دردسر به عمرحكومت اسلامي، سرنگوني اين حكومت از طريق يك انقلاب اجتماعي است و اين انقلاب در مقابل چشمان ما دارد اتفاق مي افتد· روز انقلاب هر ضد انقلابي از خواب بيدار ميشود· مهم اين است كه ما از هم اكنون تنها صداي پاي انقلاب را اعلام نكنيم بلكه معمار و سازنده آن باشيم· بدون تعارف بايد بگويم كه بدون حزب كمونيست كارگري انقلاب هم راه به جايي نميبرد· بايد كاري كرد كه اين مبارزات گسترده تر و بهم پيوسته تر شود و رهبران اين جنبش ها و اين مبارزات در جامعه هر چه شناخته شده تر گردند·

كارگران، زنان، جوانان، و كل مردم ايران هنوز نتوانسته اند در يك تشكل فراگير و توده اي به همديگر وصل شوند· اين نقطه ضعف مهمي است كه ميتواند نيرو و اعتراض مردم را به هرز ببرد·

هنگامي كه مردم ميگويند رهبر نداريم و رهبري بايد باشد كه اين اعتراضات را هدايت كند دارند به اين نقطه ضعف اشاره ميكنند· فعالين چپ و كمونيست بايد فورأ در محل كار و زيست اين ظرف مناسب را سازمان دهند· سازمان دادن ظرفهاي ماكرو و بزرگ مبارزاتي در بين كارگران و زنان و جوانان، متشكل شدن و اعمال نقش كردن در ابعادي بزرگ و اجتماعي ، اينها همگي جنبش انقلابي جاري را يك قدم جدي به جلو ميبرد·

 جمهوري اسلامي هرچقدر ضعيف باشد باز هم بايد كساني بروند و آنرا بيندازند· برخلاف تصورات راست جامعه، سرپا ماندن رژيم اسلامي مثل ميوه نيست كه روزي خودش از درخت بيفتد· جمهوري اسلامي مثل خود درخت است هر چقدر پوسيد ميتواند سالها سرپا بماند· اين درخت پوسيده را بايد انداخت·

١٨ تير يكي از آن مقاطع مهم است كه مردم براي انداختن اين درخت پوسيده به ميدان بيايند·

15 تير84