به بهانه جواب رفيق خسرو داور به رفيق اوزگور يالچين

محمد آسنگران- asangaran@aol.com

رفيق خسرو عزيز اميدوارم كه هميشه تندرست و سر حال باشيد· اجازه بدهيد قبل از وارد شدن به بحث براي زحمات شما در سايت منصور حكمت كه بدون تلاش تو اين چنين پر بار نميشد، نهايت قدرداني خودم را اعلام كنم· شما بعد از مرگ منصور حكمت در حق به جمع آوري متون و آثار او تلاش با ارزشي كرديد· و اين كار شما فراموش شدني نيست·

رفيق عزيز!

 من در سال 1363 شمسي در حزب كمونيست ايران با شما آشنا شدم· نقش و جايگاه شما در تاريخ آن زمان مثل بسياري ديگر از كمونيستها كاملأ با ارزش بود و در تاريخ چپ ايران هركدام از ما به نسبت نقشمان گوشه هاي از آن تاريخ را ساختيم· هيچ آدم منصفي آن تلاش ها را فراموش نميكند·

 اما با وجود اينكه از مقطع جدايي كمونيسم كارگري از حزب كمونيست ايران به بعد، كه از منصور حكمت و حزبش فاصله گرفته بودي هيچ وقت ارزش شما در ذهنم كم نشده بود· اين يك واقعيت است كه در ذهن من جايگاه قبلي را نداشتي، اما هميشه زحمات و تلاش آن دوره شما و انسانهاي زيادي كه در آن تاريح نقش داشتند جاي قدرداني بوده و هست· همچنانكه تلاش و زحمات شما بعد از مرگ منصور حكمت در راه اندازي سايت او فراموش شدني نيست·

متاسفانه اكنون بايد بگويم كه شما وارد ميدان سياستي شده ايد كه زياد جالب نيست· كاش مثل همان زمان بعد از جدايي ساكت بوديد· كاش با شروع دوباره كار مستقل ات در سايت منصور حكمت همچنان مستقل ميماندي· كاش وارد اين ميدان بي آينده نميشديد· كاش············

متاسفم كه براي اولين بار كه تصميم گرفتم نامه اي برايت بنويسم ناچارم از ايراد شيوه كار و نقد نظرات شما بگويم· در طول بيش از دو دهه آشنايي با شما، فكر ميكنم اين سومين بار است كه به فكر نوشتن نامه اي برايت مي افتم·

 اولين بار در دانمارك هنگامي كه همراه منصور حكمت و اصغر كريمي در پارك بازي بچه ها ضمن مواظبت از بچه ها با هم حرف ميزديم· من از حال شما و ايرج آذرين و توقعات خودم نسبت به  شماها از منصور حكمت سوال كردم· منصور حكمت بدرست بانقد انتظارات من از هر دوي شما و از خودم، جوابم را داد و در كمال انصاف گفت، با اين وجود اگر دوست داري برايشان نامه بنويس من به دستشان ميرسانم· من با كمي فكر كردن به نقد منصور حكمت از نظرات خودم و به نامه اي كه فكر ميكردم براي شماها بنويسم به اين نتيجه رسيدم كه دنيا تغيير كرده است، آدمها هم تغيير كرده اند، من نبايد فشار نالازم به اين دوستان بيارم، بنابر اين آن نامه را  ننوشتم·

بار دوم در مقطع استعفا يت از سايت منصور حكمت يك بار ديگر تصميم گرفتم نامه اي همراه با قدرداني براي زحماتت و گله اي  دوستانه نسبت به تصميم نادرستت برايت بنويسم اما آن هنگام كساني از حزب انشعاب كرده بودند وفكر كردم فضا گل آلود است به اين دليل پشيمان شدم·

 

اكنون به بهانه نامه ات به يالچين عليرغم ناخرسندي، ناچارم نكاتي را جهت اطلاع خوانندگان نامه ات بنويسم·

خسرو عزيز شما قبلأ در رعايت اخلاق، دقت و راستگويي  مورد احترام بوديد، من هنوز آن تصوير را دوست ندارم از ذهنم پاك كنم· در ذهن من شما انسان شريفي بوده و هستيد· اما متاسفانه اكنون بايد بگويم در اين نوشته شما نه تنها از نظر سياسي، از لحاظ اخلاق امانت داري  مرزهايي را پشت سر گذاشته ايد كه برازنده كسي مثل شما نيست· دراستعفا نامه قبلي نظرات سياسيت را گفته بودي، چون ازنظر من آن نامه از لحاظ سياسي و اجتماعي جايگاه زيادي در جامعه پيدا نميكرد، از جواب دادن به آن منصرف شدم· اما اكنون انصاف، اخلاق و امانت داري هم زير سوال رفته است·

اين بار ديگر سكوت جايز نيست· شما خطاب به اوزگور يالچين نوشته ايد: " اين من نيستم که با انتشار وسيع اين آثار "آنها را دارائيهای شخصی ميپندارم" اين تهمت به کسانی ميچسبد که ديگر نه فقط از انتشار آثار حکمت خوشحال نميشوند بلکه ميکوشند جلوی انتشار آنرا، اگر به مالک ادعايی تمکين نشده باشد، بگيرند."

 

- خسرو عزيز اين فاكت شما، نهايت بي دقتي ، بي انصافي و عدم امانتداري را به نمايش ميگذارد·

  شما داريد وارد بحثي ميشويد كه آذر ماجدي در جواب كورش مدرسي با دقت كامل جواب داده است· شما ميدانيد كه بحث بر سر منتشر كردن آثار منصور حكمت نيست· شما ميدانيد كه ما بارها گفته ايم و مرتب از همه دوستداران منصور حكمت ميخواهيم كه آثار او را تكثير و توزيع كنند· شما ميدانيد كه قضيه عكس اين است· حال چرا در نهايت بي دقتي آگاهانه يا نا آگاهانه اين چنين نوشته ايد براي من هنوز قابل توضيح نيست· تحليلأ ميفهمم چرا، اما رعايت منطق، انصاف، و امانتداري فكر كنم بد نباشد·

جهت اطلاع خوانندگان يك بار ديگر بايد بگويم كه· بحث بر سر انتشارآثار منصور حكمت نيست·  بحث بر سر آثار منتشر نشده منصور حكمت بوده و هست، بحث بر سر اديت كردن آثاري از منصور حكمت است كه اديت لازم دارند ·

خود منصور حكمت در حضور علي جوادي و كورش مدرسي اين حق را به آذر ماجدي داده است· همان موقع منصور حكمت ميتوانست و اينقدر قدرت پيش بيني و تحليل داشت كه اين حق را به رهبري حزب كمونيست كارگري يا هر فرد ديگري  بدهد· به دلايل متعددي منصور حكمت در نهايت آرامش و قدرت تشخيص اين وظيفه را به آذر سپرده است·

خسرو عزيز ممكن است شما هم مثل افراد ديگري اين حرف منصور حكمت را  نادرست بدانيد· اين حق شما است، كه توصيه، وصيت، وظيفه يا هر اسم ديگري كه بر اين گفته منصور حكمت بگذاريد را قبول نداشته باشيد·

اما دوست عزيز قبول داشتن و نداشتن اين امر نميتواند و نبايد حقي را كه صاحب اصلي اين آثار به كسي داده است نقض كند·

 به فرض اينكه شما يا هر كس ديگري فكر ميكنيد اين حرف منصور حكمت نادرست است، نادقيق است، غير كمونيستي است و يا هر القاب دلبخواهي ديگري است· اين هم حق شما است·

 كسي نميتواند و نبايد مانع فكر كردن و نظر دادن شما باشد· اما قبول كنيد اين حق را صاحب اين آثار به درست يا نادرست به شهادت دو شاهد زنده، و به شهادت مصوبه پلنوم 16 حزب كمونيست كارگري ايران به آذر ماجدي داده شده است·

 گفته كورش مدرسي با زبان و صداي خودش موجود است كه اين موضوع را در پلنوم 16 مورد تاييد قرار داده است·

بنابر اين  بحث بر سر انتشار آثار منصور حكمت نيست· بحث برسر اديت و انتشار آثار منتشر نشده و اديت نشده منصور حكمت است· ممكن است شما و مدعيان ديگر  از همه عالم و آدم در اين كره خاكي صلاحيتدارتر، كمونيست تر، و محق تر براي اديت و انتشار اين آثار باشيد· اما دوست عزيز صاحب اين آثار يعني منصور حكمت اين حق را به كس ديگري داده است· اين نه تحليل ميخواهد نه تفسيرلازم دارد· حتمأ شما آذر ماجدي را براي اين كار قبول نداريد· اما برخلاف نظر شما و هر مدعي ديگري منصور حكمت او را قبول داشته و صلاحيتش را براي اين كار تاييد كرده است·

 

آيا درك اين موضوع مشكل است· آيا اگر كسي اين حق را ضايع كرد و برخلاف گفته منصور حكمت عمل كرد كار درستي ميكند و كسي كه با كمال امانت داري و طبق گفته خود منصور حكمت پيش ميرود بايد مورد سرزنش قرار گيرد· رفيق خسرو عزيز فكر نميكنم كه شما از درك اين قضيه ساده عاجز باشيد· علاوه بر اين بحث اين نيست كه چه كسي صلايت دار و چه كسي بي صلاحيت است·  

برعكس بحث اين است كه صاحب اين آثار اين حق را به كي داده است·

متاسفانه شما جاي بدي ايستاده ايد·

با اين وجود من  موفقيت شما در راه اندازي سايت تازه را تبريك ميگويم· اميدوارم كه صدها نفر در اين زمينه وارد ميدان بشوند و آثار منصور حكمت را منتشر و توزيع كنند· همينجا از همه كساني كه اين نوشته را ميخوانند ميخواهم كه در نشر و توزيع آثار منصور حكمت بكوشند·

با آرزوي سلامتي و امانتداري براي رفيق خسرو داور

18 تير 84