|
محمد
آسنگران:
دليل اين
اعتراضات
كاملأ
روشن است·
همان
دلايلي
كه كل
جامعه را
در مقابل
رژيم
اسلامي
قرار
داده است،
مردم
كردستان
را هم به
حركت در
آورده
است·
جنبشي كه
امروز در
شهرهاي
كردستان
اوج
گرفته
است،
ادامه
جنبش
انقلابي
در ايران
است· اين
حركت در
كردستان
از شهر
مهاباد
شروع شد·
نيروهاي
مزدور
جمهوري
اسلامي
يك جوان
به اسم
شوانه
قادري را
در
مهاباد
به طرز
وحشيانه
اي به
قتل
رساندند،
بدن او
را مثله
كردند و
اين جرقه
اي بود
كه
آتش
نفرت
مردم
مهاباد
را شعله
ور كرد·
مردم
كردستان
مانند
همه مردم
ايران به
فقر،
نداري،
فحشا،
فساد و
تحقير و
استبداد
معترض
اند· اين اعتراض
فروخفته
اكنون سر
باز كرده
است· به
چند دليل
در
كردستان
اين حركت
اعتراضي
اخير
مردم
ادامه
دار و
تقريبأ
متحد پيش
رفته است·
مردم
كردستان
تاريخأ
هيج وقت
به رژيم
اسلامي
توهمي
نداشته
اند و
اين رژيم
را
نپذيرفته
اند· در
مقابل
اعتراض
مردم
كردستان،
جمهوري
اسلامي
هميشه
جوابش
سركوب
بيرحمانه
بوده است·
تا كنون
جمهوري
اسلامي
فقط با
سركوب
خونين
توانسته
است
حاكميت
خود را
تحميل
كند·
اكنون
توازن
قوا
تغيير
كرده است،
افق
سرنگوني
جمهوري
اسلامي
به يك
پديده
داده شده
اجتماعي
تبديل
شده است·
در عين
حال
جامعه
كردستان
ويژه گي
ديگري هم
دارد· در
كردستان
جنبشهاي
اجتماعي
احزاب
خود را
دارند·
جامعه
كردستان
يك جامعه
تقريبأ
حزبيت
يافته
است،
احزاب
نفوذ
دارند و
سياستهاي
آنها در
شرايطي
مثل
امروز كه
همه
تناقضات
جامعه از
لحاظ
سياسي،
اجتماعي،
اقتصادي
و فرهنگي
سر باز
كرده است،
نقش
محوري
بازي
ميكنند·
علاوه
بر موارد
ذكر شده،
نسل جوان
در
كردستان
با
فرهنگي
شهري و
توقع
جوان
امروزي
در دنيا
پا به
ميدان
مبارزه
گذاشته
است· در
همه اين
اعتراضات
اخير كه
بيش از
يك ماه
ادامه
داشته
است،
جوانان و
زنان نقش
محوري
بازي
كرده اند·
نقش زنان
در اين
اعتراضات
مخصوصأ
در
شهرهاي
جنوب
كردستان
برجسته
تر بوده
است·
مطالبات
مردم اما
بسيار
بيشتر از
آنچيزي
است كه
اكنون به
عنوان
مطالبات
فوري اين
اعتراضات
اعلام
شده است·
حقيقت
اين است
كه مردم
اين رژيم
را
نميخواهند
و خواهان
يك زندگي
انساني و
مدرن و
برابر
هستند·
در همه
شهرها
شعار مرگ
بر
جمهوري
اسلامي،
آزادي
برابري،
زنده باد
آزادي،
زندانيان
سياسي
آزاد
بايد
گردند و···
شعار
اكثريت
مردم
بوده است·
مواردي
تحت
تاثير
جريانات
ناسيوناليستي
شعار هاي
ملي و
قومپرستانه
هم داده
شده است،
اما
شعارهاي
آزاديخواهانه
و چپ بر
اين
اعتراضات
هژموني
چشمگيري
داشته
است·
ايسكرا
: به نكته
مهمي
اشاره
كرديد،
سوال ما
اينست كه
جريانات
چپ
و
كمونيستي
و
جريانات
ناسيوناليستي
در اين
اعتراضات
چه نقشي
دارند؟
وزنه اين
تاثيرات
را شما
بطور
مشخص چه
مي بينيد·
محمد
آسنگران:
ببينيد در
كردستان
هم جنبش
چپ و
كمونيستي
اجتماعي
است و هم
جنبش
ناسيوناليستي،
اين دو
جنبش در
كردستان
فضاي
سياسي
كردستان
را تحت
تاثير
سياستها
و
تاكتيكهاي
خود قرار
داده و
ميدهند·
اين
جنبشها
سير افت
و خيز
متفاوتي
داشته
اند·
حركت
آنها خطي
و يك
نواخت
نبوده
است·
تحولات
سياسي و
اجتماعي
در منطقه
و جهان
بر تاثير
گذاري و
جايگاه
اين دو
جنبش و
احزاب در
كردستان
تاثير
مستقيم
داشته
است· از
مقطع
اصلاحات
ارضي سال
١٣٤١ به
بعد، با
به صحنه
آمدن
طبقه
كارگر در
كردستان،
جريانات
چپ
جايگاه
جديي
پيدا
كردند و
زمينه
رشد آنها
فراهم شد·
مشخصأ از
مقطع
انقلاب
سال ۵٧
به بعد
يك جريان
چپ در
جامعه
كردستان
بر همان
بستر
طبقاتي
به ميدان
آمد·
كشمكش بر
سرمسايل
آن زمان
كردستان
چه در
بعد
اجتماعي
و چه در
بعد
سياسي يك
جدال
واقعي
بود كه
بين
نمايندگان
احزاب
اين
جنبشها
مطرح شد
و جامعه
را
تقريبأ
قطبي كرد·
هنگامي
كه جريان
چپ جامعه
كه آن
موقع
كومله
آنرا
نمايندگي
ميكرد،
به حكم
وجود و
گسترش
طبقه
كارگر از
يك طرف و
شفافيت
كمونيسم
از طرف
ديگربه
تدريج به
يك جريان
مطرح و
راديكال
و
ماكزيماليست
تبديل شد
كه تحملش
براي حزب
بورژوازي
كرد(حزب
دمكرات
كردستان
ايران)
سخت بود·
اين
در حالي
بود كه
اين دو
جريان
قبلأ در
يك چهار
چوب
مسالمت
آميز بسر
ميبردند·
با رشد
راديكاليسم
در جامعه
و زدودن
پوپوليسم
كومله و
شاﺌبه
هاي
ماﺌوﺌيستي
اين
سازمان و
پذيرفتن
كمونيسم
به عنوان
سياست
رسمي اين
سازمان
طبيعي
بود كه
در جامعه
مورد
استقبال
بيش از
پيش جنبش
كارگري و
مردم
انقلابي
قرار
بگيرد و
همين طور
هم شد·
اين
سير
پويايي و
روبه رشد
چپ و
كمونيسم
براي حزب
دمكرات
غير قابل
تحمل شد·
از آن
مقطع حزب
دمكرات
متوجه
سير روبه
افول و
نزول خود
گرديد·
بنابر
اين سكوت را
جايز
نميدانست
وعليه
كمونيسم
و چپ
حمله
نظامي را
سازمان
داد· اما
در اين
ميدان هم
شكست
خورد· در
پي شكست
سياسي و
نظامي
حزب
دمكرات
شقه شد و
نفوذ و
اعتبار
خود را
بيش از
پيش از
دست داد·
حزب
دمكرات
براي
جبران
اين سير
رو به
افول،
سياست
مذاكره
با رژيم
اسلامي
را در
دستور
كار خود
گذاشت·
در همين
اثنا بود
كه
قاسملودر
جريان
مذاكره
توسط
جمهوري
اسلامي
در وين
ترور شد·
سير
وقايع
اين
سالها و
ترور
رهبر حزب
دمكرات
عملأ
سرگرداني
و بي
چهره
بودن
جنبش
ناسيوناليسم
كرد در
كردستان
را بيش
از پيش
عيان كرد·
حزب
دمكرات
بدنبال
شكست هاي
پي در پي
كه در
نتيجه
سياستهايش
به حالت
كوما فرو
رفته بود،
جنبش
ناسيوناليستي
كرد را
با بي
افقي و
سردرگمي
بيشتري
مواجه
كرد· در
اين دوره
ناسيوناليسم
كرد در
كردستان
ايران
سختترين
دوران
خود را
سپري كرد
و تشتت و
نا اميدي
اين جنبش
زمينه
رشد و
گسترش چپ
و
كمونيسم
را بيش
از پيش
فراهم
كرد·
اين
سير
اوضاع تا
مقطع
اوايل
دهه ٧٠
شمسي با
حاكم شدن
ناسيوناليستهاي
كرد در
كردستان
عراق
ادامه
داشت· از
اين مقطع
به بعد
ناسيوناليسم
كرد جان
تازه اي
گرفت و
حزب
دمكرات
تحركاتي
را براي
خروج
از اين
وضعيت
بحراني
شروع كرد·
در
همين
دوران
است كه
ناسيوناليسم
حاشيه
نشين و
منزوي
درون
كومله كه
با رشد
كمونيسم
سكوت و
گوشه
گيري را
براي خود
انتخاب
كرده بود
و خون
جگر
ميخورد،
يكباره
سر از
لاك خود
بيرون مي
آورد و
در زير
سايه
طالباني
و
بارزاني
سر بلند
ميكند·
اين
گرايش از
فضاي
سياسي
موجود
استفاده
كرده و
سهم خود
را
ميخواست·
اين سهم
خواهي
ناسيوناليسم
كرد در
سازمان
كردستان
حزب
كمونسيت
ايران (كومله)
در عين
حال
مصادف
بود با
ريختن
ديوار
برلين و
اعلام
مرگ
كمونيسم
از جانب
بورژوازي
راست غرب·
جدال
كمونيسم
و
ناسيوناليسم
در كومله
اتفاق
مهمي بود
كه جريان
ما قبلأ
در اين
مورد
نوشته
هاي
فراواني
دارد·
اين
اتفاق
باعث
جدايي
بخش عظيم
رهبري و
كادرهاي
آن حزب و
تشكيل
حزب
ديگري (حزب
كمونيست
كارگري)
شد· اين
اتفاقات
در حزب
كمونيست
ايران كل
سيماي
سياسي و
تشكيلاتي
اين
جريان را
دستخوش
تغيير
كرد·
بخشي از
همان
كساني كه
اكنون
سازمان
زحمتكشان
را تشكيل
داده اند
از آن
مقطع پرچم
عشق به
كردستان
و مليت و
قوميت و دوستي
با جلال
طالباني
را
برداشتند·
از
اين مقطع
به بعد
ناسيوناليسم
كرد و
حزب
دمكرات
هم به
طرف
انسجام
گام
برداشتند·
حزب
دمكرات
شقه شده
دوباره
يكي شد·
ناسيوناليسم
درون
كومله هم
با جدايي
ماركسيستهاي
آن حزب
ميدان را
به دست
گرفت و
شروع كرد
ساز خود
را زدن·
اما چپ
درون
كومله
ريشه
دارتر از
آن بود
كه
ناسيوناليسم
كرد كل
اين
سازمان
را با
خود ببرد·
چپ درون
كومله كه
وسط
كمونيسم
و
ناسيوناليسم
در نوسان
بود با
تعرض
بعدي
ناسيوناليسم
كرد كه
ميخواست
كل اين
سازمان
را به
بارگاه
ناسيوناليسم
سنتي
هدايت
كند،
مقاومت
قابل
توجهي از
خود نشان
داد·
بخش
افراطي
ناسيوناليسم
كرد
ناچار به
جدايي از
آن
سازمان
شد و
سازمان
زحمتكشان
را درست
كرد· اين
سازمان
با كمك
طالباني
و
متفكران
ناسيوناليسم
كرد
همراهي
شد و هم
اكنون به
دنبال
مقامات
دولتي
آمريكا و
براي
كاسه
ليسي
درآبدارخانه
هاي
وزارت
امور
خارجه
آمريكا،
سرگردان
است· اين
جريان
سعي
ميكند كه
تجربه
رهبر
عاليقدرش
(طالباني)
را در
كردستان
ايران
تكرار
كند·
در
چند سال
اخير
قدرت
رسانه اي
پ
ك ك و
احزاب
ناسيوناليست
كردستان
عراق به
اضافه
تحولات
منطقه اي
و تحولات
دروني
حزب
كمونيست
ايران و
سربر
آوردن
ناسيوناليسم
افراطي
كرد از
درون
كومله،
همگي در
يك راستا
باعث
رواج
فضاي
ناسيوناليستي
در جامعه
شدند·
اين
اتفاقات جنبش رو به
افول و
نزول
ناسيوناليسم
كرد را
اميدي
بخشيد·
اين
فاكتورها،
بعلاوه
سركوبگري
رژيم
اسلامي،
بعنوان
دوران
ماه عسل
ناسيوناليسم
كرد به
حساب مي
آمد·
بعد
از فرو
ريختن
ديوار
برلين و
اضمحلال
بلوك شرق
و درست
در
شرايطي
كه از
مرگ
كمونيسم
و بيهوده
بودن هر
نوع
مبارزه
براي
بهبود
زندگي
بشر حرف
زده ميشد،
و پايان
تاريخ را
اعلام
كردند و
نظام
موجود را
ابدي فرض
كردند،
پيشروي
كمونيزم
در گوشه
اي
ازدنيا،
با نقد
اين نظام
وجامعه
طبقاتي،
چپ و
كمونيسم
را بار
ديگر
احيا و
معتبر
كرد·
تيوريها
و
سياستهاي
ماركسيستي
منصور
حكمت،
اين
عقبگرد
را در
دنيا به
مصاف
طلبيد و
نقد
ماركسيستي
را در
مقابل آن
قرار داد·
جنبش
كمونيسم
كارگري و
نقد
ماركسيستي
منصور
حكمت به
اين
اوضاع،
در ايران
و بالطبع
دركردستان
هم
اعتبار
اجتماعي
پيدا كرد·
درهمين
دوران
است كه
سياستهاي
بورژوازي
غرب با
پوشش
دمكراسي
خواهي آن
در دنيا
با شكست
و
سردرگمي
آشكار
استراتژيستهاي
بورژوازي
سير روبه
افول خود
را آغاز
ميكند·
به اين
ترتيب يك
بار ديگر
كمونيسم
و ماركس
در دنيا
مطرح
ميشوند و
ماركس به
عنوان
مهمترين
شخصيت
دنيا در
رسانه
هاي غربي
جا باز
ميكند·
به اين
ترتيب
كمونيسم
كارگري
در ايران
و
كردستان
نقش
بالنده و
روبه پيش
خود را
در
ابعادي
اجتماعي
آغاز كرد·
اين مقطع
هنگامي
است كه
حزب
كمونيست
كارگري
ايران به
حزبي قوي
بانفوذ و
روشن بين
و با
اعتماد
بنفس
تبديل
شده بود·
فعالين
جنبش
كمونيستي
در اين
مقطع دست
اندر كار
سازماندهي
اعتراضات
راديكال
وهمچنين
هدايت
جنبشهاي
اجتماعي
در ايران
و بالطبع
در
كردستان
شدند· در
سطح
جهاني هم
حزب
كمونيست
كارگري
توانست
فضاي بعد
از ريختن
ديوار
برلين را
بشكند و
به چپ
جامعه و
سازمانهاي
مترقي و
مدافع
حقوق
انساني
هم
اعتماد
به نفس
بيشتري
بدهد·
رشد و
گسترش
اجتماعي
كمونيسم
در ايران
باعث
حركات و
تعرضات
قابل
توجهي در
نقد و در
تقابل
گرايشات
ناسيوناليستي
شد و در
چنين
فضايي چپ
و
كمونيزم
و دفاع
از حقوق
انسان و
مقابله
با ملي
گرايي و
قوم
پرستي
اعتبار
پيدا كرد·
كسي
كه
بخواهد
دليل
حركات
مردم در
شهرهاي
كردستان
را بفهمد،
بايد اين
سير
تغيير و
تحول را
درك كند·
اين
تغييرات
به اضافه
مكانيسمهاي
اجتماعي
موجود
براي
تغيير و
نياز به
تغيير،
تاثير
مستقيمي
بر اين
تحركات
دارند·
من
فكر
ميكنم
اكنون چپ
و
كمونيسم
در
كردستان
در
موقعيت
مناسبي
قرار
گرفته
است كه
بتواند
ميدان را
بر
جمهوري
اسلامي و
ناسيوناليسم
كرد تنگ
كند· چپ
قدرت و
نفوذي
اجتماعي
در ايران
و بسيار
برجسته
تر در
كردستان
دارد· نفوذ
و قدرت
كمونيسم،
نيروي
محركه و
موتور
اين جنبش
در
كردستان
است·
جامعه
آماده
تحول و
خواستار
تغيير،
با اين
موتور
محركه
حركتي
بسيار
جدي را
آغاز
كرده است·
اما با
اين وجود
علاوه بر
خطر
سركوب از
جانب
جمهوري
اسلامي
خطر
ندانم
كاري و
تاكتيكهاي
سازشكارانه
جريانات
چپ در
كردستان
كه ناشي
از يك
دوره
ركود و
ميدانداري
ناسيوناليسم
كرد و
متد
برخورد
خود اين
جريانات
به
اعتراضات
مردم است،
ميتواند
مانع
سرعت
بخشيدن
به اين
جنبش
باشد·
اكنون
كمونيستها
در
موقعيت
بسيار
مناسبتري
از
ناسيوناليسم
كرد قرار
دارند·
بايد با
اعتماد
بنفس و
حق به
جانب
وارد
ميدان
شوند·
جامعه چپ
خود را
لازم
دارد و
از آن
استقبال
ميكند·
اين فرصت
هميشه
آماده
نيست،
بايد در
صف مقدم
اين جنبش
با
سياستي
ميليتانت
و
راديكال
ايستاد و
رهبري
كرد· حزب
كمونيست
كارگري
خود را
در اين
جايگاه
قرار
داده است·
جرياناتي
كه مدعي
هستند
مردم
بايد
منتظر
آنها
باشند تا
دستور
چگونه
مبارزه
كردن را
براي
آنان
صادر
كنند بي
ربط بودن
خود را
دارند به
نمايش
ميگذارند·
در مقابل
اين
استدلال
پرت و بي
پايه
بايد
بگويم كه
كسي
نميتواند
به بهانه
نا آماده
بودن
خودش به
جامعه
ايست
بدهد·
جامعه
منتظر
كسي
نميشود·
يا
كمونيسم
همين
امروز در
راس اين
مبارزات
قرار
ميگيرد
يا پسش
ميزنند·
متاسفانه
سازمانهاي
سياسي چپ
در
كردستان
هنوز
اعتماد
بنفس
لازم را
ندارند
به همين
دليل است
كه فكر
ميكنند
حزب ما
زيادي چپ
و افراطي
است·
بعضي
جريانات
كينه توز
حتي
حاضرند
از
كمونيسم
و چپ
بودنشان
به نفع
سياستهاي
كهنه شده
و بي
اعتبار
دوم
خرداديها
"مبارزه
متمدنانه"
مبارزه "مسالمت
آميز" و
تعرض به
چپ جامعه
كه چرا
حمله به
بانكها و
اماكن
دولتي را
مكروه
اعلام
نميكند و
···· را در
پيش
بگيرند·
نمونه
اين نوع رفتار
كودكانه
و دور از
واقعيات
جامعه را
منشعبين
از حزب
ما،
زيادي از
خود نشان
داده اند
و عاقبت
خوبي در
انتظارشان
نيست· ما
در مقابل
اينها
ميگوييم
كه ما
همان چپ
افراطي ضد
مذهب، ضد
ناسيوناليسم
و
راديكال
بوديم و
هستيم·
هرنوع
كوتاه
آمدن و
پز "دمكرات
و چپ
عاقل" به
خود
گرفتن را
به ضرر
مردم و
مبارزاتشان
ميدانيم·
امروز
بايد
كاملأ
راديكال
و چپ به
شكل
افراطي
آن در
جامعه
ظاهر شد·
ايسكرا:
رژیم
جمهوری
اسلامی
چه
تاکتیکی
را برای
مقابله
با مردم
اتخاذ
کرد؟
محمد
آسنگران:
جمهوري
اسلامي
در
مقابله
با
اعتراضات
مردم يك
تاكتيك
هميشگي
دارد(سركوب)،
اين
خاصيت
همه
دولتهاي
ديكتاتور
و
سركوبگر
است· راه
ديگري
نميتوانند
در پيش
گيرند·
اما در
كنار اين
سركوبگري
مرتب
تلاش
كردند كه
اين جنبش
اعتراضي
را قومي
و ملي
جلوه
دهند·
تلاش
كردند
اين جنبش
را به
جريانات
ناشناخته
و قوم
پرستي
مثل پژاك
ربط دهند·
با هر
ترفندي
سعي در
سركوب
اين
مبارزات
ميكنند·
تمام
تلاش
جمهوري
اسلامي
علاوه بر
سركوب
خشن،
محدود
كردن اين
جنبش
اعتراضي
به
محدوده
شهرهاي
كردستان
است·
جمهوري
اسلامي
نميتواند
اين جنبش
را در
كردستان
سركوب و
در قفس
كند،
كوشش
ميكند به
شهرهاي
ديگر
سرايت
نكند·
زيرا
ميداند
شرايط
كاملأ
آماده
گسترش
اين
اعتراضات
به ديگر
شهرهاي
ايران
است· در
مقابل،
ما تلاش
ميكنيم
اين جنبش
انقلابي
با همين
شدت و
حدت به
ديگر
شهرهاي
ايران
كشيده
شود·
جمهوري
اسلامي
ميداند
كه بعد
از"انتخابات"
و سركار
آوردن & |