بازگشت به صفحه

خيزشهاي شهري در كردستان

وظايف و شيوه برخورد كمونيستها (1)

جنبش اعتراضي مردم زحمتكش در شهرهاي كردستان تحول مهمي در جامعه است که سنت تازه اي در ابعاد اجتماعي را در تقابل با سنت ناسيوناليستي به نمايش گذاشت· اين سنت، روند مبارزه در كردستان را دستخوش تغييرات مهمي كرده است·

 اما با اين وجود بايد با درايت و تشخيص درست و با در نظر گرفتن تعادل قواي موجود هدايت شود· اين راه صاف و هموار نيست· علاوه بر نقش سركوب و ديكتاتوري حاكم، سنتهاي ناسيوناليستي در اين منطقه هنوز موانعي را ميتوانند بر سر راه اين خيزشهاي شهري و سنت مدرن مبارزه ايجاد كنند· وظيفه مردم در مقابل رژيم روشن است ميدانند چكار بايد بكنند، اين رژيم را ميشناسند، كسي توهمي به رژيم اسلامي ندارد· اما سنتهاي ناسيوناليستي و "پيشمرگايتي" و تبليغ آن از جانب احزاب ناسيوناليست كرد و سنتهاي عقب مانده و دست و پاگير و سازشكارانه اين جنبش، يك مانع جدي در مقابل سير تحولات رو به پيش است· اگر كمونيستها اين مسله را درست تشخيص ندهند، امكان اينكه فضاي ناسيوناليستي را بر جامعه مسلط كنند غير ممكن نيست· اما در عين حال بايد هشيار بود فقط با مخالفت با ناسيوناليسم نميشود به حاشيه اي كردن آن كمك كرد· اگر نقد ناسيوناليسم يك پاي فعاليت كمونيستها است، نقش دخالتگري و هدايت درست جنبشهاي شهري و بطور اخص جنبش كارگري يك پاي ديگر آن است· اين دو مسئله همزمان با هم بايد پيش برده شوند· در غير اين صورت نقد معناي عملي پيدا نميكند و پراتيك، بي افق و خنثي به نظر ميرسد·

 

 جامعه مورد بحث ما مثل هر جامعه ديگري در دنيا، از طبقات معيني تشكيل شده است· هر كدام از اين طبقات بر اساس سنت و منافع خود از طريق احزاب منبعث از اين سنتها جهت متفاوتي را ميروند· اين جامعه تاريخ و جنبشهاي معيني در آن نقش دارند كه بر حركت كنوني و آتي آن تاثير ميگذارند· جنبشهاي سياسي و سنتهاي طبقاتي مختلف در اين جامعه احزاب سياسي معيني را از خود بيرون داده است· اين احزاب تلاش ميكنند رنگ و افق خود را بر جنبشهاي اجتماعي در جامعه بزنند· اعتراض عمومي در شهرهاي كردستان با شركت همه اقشار زحمتكش جامعه، يك واقعيت است اما در متن همين اعتراض عمومي گرايشات و احزاب سياسي، بر اساس سنتهاي مبارزاتي خود راهها و نقشه هاي متفاوتي را جلو جامعه قرارداده اند· جنبشهاي ناسيوناليستي و كمونيستي با دو سنت و افق طبقاتي كاملأ متضاد در جامعه حضور دارند و تلاش ميكنند بر اين اعتراضات تاثير بگذارند· بحث من اين است كه كمونيستها چه اهدافي را در اين اعتراضات دنبال ميكنند· متر و معيارشان چيست· از كجا به كجا ميروند و بالاخره ما كمونيستها، جامعه را با دخالتگري خودمان به چه سمتي بايد ببريم· جواب اين سوالات يك دست نيست· از هر فعال سياسي يا حزب دخيل سوال شود جواب متفاوتي خواهد داد· براي روشن شدن اين مسله لازم است متد برخورد كمونيستها به جنبشهاي اجتماعي و احزاب  را كمي بشكافيم·

 

جنبشهاي اجتماعي در جامعه مورد بحث، نميتوانند خارج از چهارچوب داده هاي موجود و افقهاي شناخته شده خود فراتر روند· نرمها و سنتهاي سياسي در جامعه با نمايندگي شدن از جانب احزاب سياسي موجود در شكل دادن به اين جنبشها و افق آنها نقش اصلي را بازي ميكنند· طبقات مختلف از طريق احزاب خود در جامعه سنتهاي مبارزاتي معيني را توليد و بازتوليد ميكنند و كرده اند· تحول اجتماعي و طبقاتي چند دهه اخيردركردستان و وجود طبقه كارگر با گرايش قوي راديكال و سوسياليستي، يكي از آن مولفه هاي اصلي و پايداري است كه احزاب سياسي با اتكا و يا در تقابل با آن تلاش ميكنند كه جايگاه خود را در جامعه تعريف و باز تعريف كنند·

 ما بارها گفته ايم كه جامعه كردستان يك جامعه سرمايه داري، شهري، و امروزي است· بنابراين جامعه در پايه اي ترين سطح تمام مسايل موجود خود را بر محور تضاد كار و سرمايه پيش ميبرد· مسايل متعدد و در سطوح مختلفي براي جامعه طرح ميشوند و جواب خود را از جانب گرايشات مختلف در جامعه ميگيرند· اما در نهايت افق و سياست يكي از اين طبقات سير حوادث را بطور بنيادي رقم ميزند و مسلط ميشود· طبقات اجتماعي در جامعه و تضاد منافع آنها نقش محوري در شكل دادن به سنتها، گرايشات و احزاب حاضر بازي ميكنند· در تاريخ جوامع طبقاتي ما شاهد تحولات جدي و متعددي بوده ايم، اما بررسي و تجربه اندوزي از اين تحولات بستگي به اين دارد كه با چه عينكي دنيا را نگاه كنيد· يا به عبارت ديگر از زاويه كدام طبقه دنيا را نگاه كنيد· در كردستان هم قضيه همين است·

 

قانونمندي حركت جامعه بر مبناي داده هاي پايدار اجتماعي و طبقاتي پيش ميرود· اتفاقات اخير در شهرهاي كردستان رعد و برقي در آسمان بي ابر نبود· در چند دهه اخير جامعه تحولاتي را از سر گذرانده است كه بر متن آن يك مبارزه طبقاتي و تضادهاي موجود در جامعه شكل گرفته و پيش رفته است· اين اتفاقي نيست كه در چند سال اخير جنبش كارگري و گرايش راديكال در جنبشهاي اجتماعي سير بالنده و روبه پيشي داشته است· اما اين سير بالندگي و پيشروي برگشت ناپذير نيست· اگر جناح چپ جامعه و در راس آن كمونيسم كارگري با همه فعالين و سازمانهايي كه خود را متعلق به اين جناح ميدانند با دخالتگري به موقع و راديكال در اين ميدان ظاهر نشوند، ممكن است كه اين سير پيشروي دچار وقفه گردد· حزب كمونيست كارگري اين را وظيفه خود ميداند كه با شناخت دقيق از اين تحولات در هدايت و رهبري جنبش كارگري و كمونيستي در كردستان كل جنبشهاي اجتماعي و مترقي را به سمت يك انقلاب اجتماعي و سوسياليستي سوق دهد·

  

فعالين كمونيست و حزب كمونيست كارگري در كردستان بايد تلاش كنند با شناخت دقيق از اين پيچيدگي اوضاع، نقش تاريخي خود را ايفا كنند· در جريان اعتراضات اخير در شهرهاي كردستان، سياست و تاكتيك حزب كمونيست كارگري منحصر به فرد بود· اما با اين وجود حزب بايد با قدرت و اعتماد به نفس بيشتري ظاهر شود· نفوذ و امكان تاثيرگذاري حزب در ابعاد اجتماعي قابل توجه است· به همين دليل توقع و انتظار جامعه از حزب بالا رفته است، اين انتظارات  را بايد جواب داد و در عين حال اين توقعات را بالا برد· شناخت جامعه از اهداف احزاب و نقش آنها و سنتهایي که مانع اعتراضات راديكال مردم است از اهميت خاصي برخوردار است· در هر تحولي بايد مردم با حساسيت و دقت، نقش احزاب را ببينند و بشناسند· من تلاش ميكنم كه مختصرأ از زاويه يك فعال كمونيست به اين امر بپردازم·

 

احزاب ناسيوناليست کرد و نقش آنها

عليرغم گسترش اعتراضات راديكال مردم در كردستان نقش ناسيوناليسم كرد و جريانات قوم پرست كرد براي ايجاد مزاحمت و مانع تراشي در مسير رو به پيش اين اعتراضات را نبايد دست كم گرفت· جرياناتي مانند حزب دمكرات كردستان ايران و پژاك· و پ·ك·ك· و سازمان زحمتكشان عليرغم نقش مشابه همه آنها براي مانع تراشي در مقابل مبارزات راديكال مردم، اختلافاتي با هم دارند که دامنه آن به سايت بازتاب رژيم اسلامي هم کشيده شده است· اما با اين وجود در صورت لزوم اينها  در كنار هم و بر سر يك ميز مينشينند· اختلافات فعلي اينها بر سر نقش برتر هر كدام ازآنها است· حزب دمكرات خود را محور جنبش ناسيوناليستي در كردستان ميداند و رقباي خود در اين جنبش را بر نمي تابد· ما شبيه اين اختلافات در ميان احزاب ناسيوناليست كرد در كردستان عراق را ديده ايم و اينها هم از همان قماشند· افقشان يكي است، سنتشان يكي است و همگي بر آمده از جنبش ناسيوناليستي كرد هستند· بنابراين در صورت لزوم احزاب ناسيوناليست كرد در عراق هم، مستقيمأ همراه اينها وارد عمل خواهند شد· روزي كه ببينند جمهوري اسلامي رفتنش قطعي و نزديك است، دوستي امروزاحزاب ناسيوناليست كرد در عراق با رژيم حاكم بر ايران، به دشمني تبديل ميشود· بنا بر اين روشن است كه احزاب بورژوايي مثل حزب دمكرات و جريانات شبه فاشيستي و قوم پرستي مانند پژاك و سازمان زحمتكشان و··· ميتوانند به راحتي در كنار همديگر و با چراغ سبز نشان دادن به آمريكا وارد ميدان شوند·

 

بعد از حمله آمريکا به عراق و حاکم شدن احزاب ناسيوناليست کرد در کردستان عراق, احزاب و جريانات ناسيوناليست کرد در كردستان ايران، از نزديکيشان به دوم خرداديهاي داخل رژيم کاسته شد و در مقابل دفاتر آمريکا چمباتمه زده ومنتظر ملاقات و چراغ سبز آنها شدند· حزب دمکرات کردستان ايران با افتخار ريس جمهور شدن دوباره بوش را اميدي براي خود قلمداد کرد· اين حزب به بوش تبريک گفت و رسمأ از آمريکا خواست در ايران دخالت کند و از "نيروهاي دمكرات" (بخوان حزب دمکرات) دفاع كند·

اين حزب با از دست دادن قاسملو نقش متحد کننده ناسيوناليسم کرد در کردستان ايران را از دست داده است· اکنون يک حزب بي تحرك و كم خاصيت براي ناسيوناليسم کرد محسوب ميشود· به همين دليل جريانات قومپرست براي اينکه به جنبش خودشان جواب بدهند ناچارند که دوز قومپرستيشان را بالا ببرند تا بتوانند اين صف پراكنده و نا اميد جنبش ناسيوناليستي را متحد كنند· اين جريانات براي اينکه جاي حزب دمکرات را پر کنند ناچارند با او به رقابت بپردازند·

 

 پ·ک·ک تا سال 2004 تلاش ميکرد که راسأ خودش در كردستان ايران خلا جايگاه حزب دمكرات كردستان ايران را پر کند· رژيم اسلامي و سپاه پاسداران آنها را كمك ميكردند تا اين فضا ايجاد شود كه ناسيوناليسم كرد در كردستان ايران به پ·ك·ك توجه نمايد· زيرا اينها دوست جمهوري اسلامي بودند· رابطه حسنه پ·ك·ك با رژيم اسلامي و تحرك بي مشكل اينها در شهرها، اين امكان را فراهم آورده بود كه بخشي از گرايش ناسيوناليستي را متوجه خود كنند· اما به دنبال توافقات جمهوري اسلامي و دولت تركيه، نتيجه اين شد كه به اپوزيسيون همديگر كمك نكنند· بعد از اين توافقات ميانه پ·ك·ك با جمهوري اسلامي دچار مشكل شد و مقرها و مراكز فعاليت آنها از شهرهاي مرزي در ايران برچيده شد· با اين وجود همكاري و كمك جمهوري اسلامي به پ·ك·ك دور از چشم تركيه به شكل مخفيانه همچنان ادامه دشت· در چنين شرايطي بود كه پ·ك·ك نميتوانست مثل قبل در كردستان ايران در گشت و گذار باشد·

پ·ك·ك هم براي اينكه از رژيم اسلامي امتياز بگيرد شاخه اي از خودش را به اسم پژاك سازمان داده و به جنگ مسلحانه با رژيم اسلامي تشويق كرد· بنابر اين پژاك با ايده هاي قوم پرستانه و سنتهاي  عقب افتاده به عنوان جرياني قوم پرست و شبه فاشيستي تلاش ميكند كه وارث حزب دمكرات كردستان ايران و پ·ك·ك باشد، و با فشار به جمهوري اسلامي راه همكاري رژيم با پ·ك·ك را هموار كند· اين جريان ورژن كردستان ايران پ·ك·ك است· يكي از افراد پ·ك·ك در مورد تشكيل پژاك چنين نوشته است: "حزب حيات آزاد کردستان (PJAK) خود نيز همچون شاخه سازماندهي‌شده مبارزات و فعاليت‌هاي شرق کردستان (منظور كردستان ايران است) و ايران در داخل کنگره خلق ـ که بنابر روند تغيير و تحول شرايط سياسي ـ اجتماعي کردها در سطح خاورميانه همچون محصول PKK و KADEK در پاييز 2003 تاسيس شد· و در نوروز 2004 در نتيجه برگزاري کنگره‌اي اعلام موجوديت کرد".

 

تمام هدف پ·ك·ك از ساختن پژاك اينست كه از طريق اين سازمان بتواند با فشار به رژيم اسلامي شرايط را براي كمك حكومت اسلامي بخود فراهم كرده و تنگناي فعلي خود را تخفيف دهد· زيرا پ·ك·ك به دنبال اخراج رهبريش از دمشق، اوجلان ناچار شد به اروپا بيايد و از اروپا به كنيا فرستاده شد و از آنجا هم او را تحويل تركيه دادند· به دنبال اين اتفاقات اوجلان از زندان دستور خلع سلاح نيروهاي پ·ك·ك را صادر كرد· به دنبال اين اتفاقات بحران در رهبري اين جريان بالا گرفت· به دليل اختلافاتشان با احزاب كرد در كردستان عراق به ايران آمدند· جمهوري اسلامي به اينها كمك كرد· اما بعدأ و به دنبال توافقات ايران و تركيه مقرات و مراكز تجمع شان باز هم به كوههاي ميان تركيه،عراق و ايران منتقل شد· در چنين شرايطي پ·ك·ك در سال2003 به دنبال انشعاب بخشي از كادرهاي رهبريش و ترور تعدادي از آنها تحت فشار بيشتري قرار گرفت· ناچارأ براي برون رفت از اين اوضاع تعدادي از افراد خود را در سال 2004 به اسم پژاك و ورژن كردستان ايران خود سازمان داد و اعلام موجوديت كردند و فعاليت نظامي چريكي را عليه رژيم اسلامي در پيش گرفتند· اينها خودشان را آپويسم يعني پيروان اوجلان خطاب ميكنند·

پ·ك·ك عليرغم مناسبات دوستي قبلي با رژيم اسلامي و روابط مشكوكش با بخشي از فرماندهان سپاه پاسداران اكنون و به دنبال توافقات حكومت ايران و تركيه در تنگناي شديدي قرارگرفته است· اينها سالها در رضائیه و مناطق مرزي در داخل خاك ايران مقر و مراكز تداركاتي داشتند، اكنون در نتيجه توافقات رژيم اسلامي و دولت تركيه عملا آچمز شده و زمينگير شده اند· تعدادي از آنها انشعاب كرده و خود اوجلان هم در زندان از همان اول افتضاح ببار آورد و دلسردي و چند دستگي را درميان اين جريان دامن زد· بحران جدي و همه جانبه پ·ك·ك كه در اين چند سال اخير كل موجوديت آنها را زير سوال برده است غير قابل حل است· تنها اميد اينها به سازش با تركيه و همزمان جلب كمكهاي ايران به خود است· در چند ماه گذشته بخشي از جمهوري اسلامي و مشخصأ سايت بازتاب كه زير نظر محسن رضايي فرمانده قبلي سپاه پاسداران و دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام فعاليت ميكند، آگاهانه پژاك را علم كرده اند· زيرا ميخواهند به جناح مقابل خود بفهمانند بايد به پ·ك·ك نزديك شوند در غير اين صورت پژاك عمليات نظامي ميكند و···

البته اين سياست سايت بازتاب از آنجا ناشي ميشود كه اولا مبارزات مردم را به اين جماعت بي ريشه ربط بدهد، نه به خواستهاي انساني و مترقي مردم و نقش جريانات چپ و كمونيست، ثانيا ربط دادن مبارزات مردم به پژاك مسلح، زمينه را براي سركوب حركات اعتراضي مردم فراهم تر كرده و كشتار و زنداني كردن تظاهركنندگان و يا اعدامهاي بعدي و قتل در زير شكنجه و خشونت رژيم را به نوعي توجيه ميكند· بنا بر اين حكومت اسلامي با توجيهات بيشتري به نظامي كردن كردستان و اعدام و شكنجه و ترور مردم ميپردازد· در عين حال جمهوري اسلامي ميداند كه هر آن بخواهد با پ·ك·ك و پژاك به توافق ميرسد· به اين ترتيب از نظر خودشان دارند اين سناريو را پيش ميبرند كه كل ناراضيان از رژيم اسلامي را چشم انتظار پژاك كنند· زيرا هر وقت بخواهند با امتياز كوچكي به پ·ك·ك و اجازه ميدان مانور دادن به آنها، پ·ك·ك پژاك را محدود و يا حتي منحل اعلام ميكند·

 

نتيجه اين سياست رژيم اسلامي قرار است در ميان مردم ايجاد نا اميدي بكند· اما با اين وجود بخش ميليتانت و عقب افتاده ناسيوناليسم كرد از سر استيصال، با توجه به بي نقشي حزب دمكرات كردستان ايران، چشم اميد به پژاك بسته است· پژاك و آن بخش از ناسيوناليسم كرد كه به اين پروژه دست ساز اميد بسته است طولي نخواهد كشيد كه نا اميد و سرخورده ميشوند· زيرا گرايش قومپرستي كه به پژاك و سازماني مثل سازمان زحمتكشان دل بسته است بي پايه و بي آينده است· هر اتفاق و سازش و مذاكره اي ميان