|
١٦ آذر امسال روز کنفرانس برلينيها و کانال جديديها بود
محمد آسنگران asangaran@aol,com
اگر ١٦ آذر سال گذشته سرآغاز ابراز علنى راديکاليسم در
دانشگاه هاى ايران بود، ١٦ آذر امسال تثبيت اين راديکاليسم بود. شعارها،
مطالبات و ابراز علنى و اجتماعى راديکاليسم در جنبش انقلابى ايران، به هر
ناباورى قبولاند که راست در مقابل چپ جامعه ضعيفتر از قبل شده است. فضايى
که در دانشگاه ها، در جامعه، در ميان صف کارگران، جوانان و زنان در ايران
ايجاد شده است، نويدبخش يک انقلاب سوسياليستى در جامعه ايران است. انقلابى
که با "نان و آزادى براى همه"، پرچمش به اهتزاز در آمده است. انقلابى که
با شعار آزادى برابرى اميد رهايى مردم را به يک امر عينى تبديل کرده است،
ميتواند و بايد يک انقلاب سوسياليستى باشد. اين کار جنبش ما است. حزب
کمونيست کارگرى در پيشاپيش اين انقلاب وظيفه خود ميداند که آنرا با اتکا
به راديکاليسم جنبش کارگرى و انقلابى مردم ايران به پيروزى برساند.
امسال در ١٦ آذر گوشه اى از اين خواستن و توانستن را ديديم. امسال هم سال ما بود.
امسال سال دوم خرداديها نبود، سال راست پروغرب نبود، سال
هخا و مرعوب شدگان آن نبود، سال رفراندوم چيها نبود. امسال سال چپها، سال
کمونيست کارگريها بود. اينرا همه ناباوران نيز بايد باور کنند. امسال سال
چپ، سال کمونيسم، سال سر دادن شعار رهايبخش آزادى و برابرى، سال به اهتزاز
در آوردن پرچم نان و آزادى براى همه، بود. امسال سال يک جنبش اجتماعى بود
که متفکرين بورژوايى سالهاى سال است در آرزوى مرگ آن بوده و مرگ آنرا در
شيپور کرده بودند.اکنون با قامتى بلند و استوار قد علم کرده است. کل سيستم
استثمارگر کنونى را با شعار "در مبارزه چيزى جز زنجيرهايمان را از دست
نميدهيم" به مصاف طلبيده است. اين شعار بر گرفته از مانيفست مارکس همراه
با شعار هاى برابرى طلبانه ديگر در اين روز ميرود که سيماى کل جامعه ايران
را دستخوش تغييرات ريشه اى کند. اين شعارها جنبشى را نشان داد که فردا در
سراسر جامعه و در ابعادى عظيم به ميدان خواهد آمد. اين شعارها بيان عينى و
اجتماعى جنبش کمونيسم کارگرى در جامعه ايران است. اين جنبش اجتماعى پيشروى
اش و قدرت گيرى اش نياز زمانه ما است. مردم به چپ و به کمونيسم نياز
دارند، اين يک نياز عينى و زمينى است. جنبش انقلابى مردم و دانشجويان تنها
گوشه اى از قدرت خود را، در ١٦ آذر امسال به نمايش در آورد. اين هنوز نوک
کوه يخ است.اگر در سال ٢٠٠٠ قدرت نمايى اين جنبش در کنفرانس برلين براى
اولين بار کل جناحهاى رژيم اسلامى را به مصاف طلبيد و درخشيد، امسال در
قلب ايران با قدرت بيشترى کل سيماى جامعه را دستخوش تغيير کرد. هو کردن
خاتمى در دانشگاه و عکس العمل هيستريک و توهين آميز رئيس جمهور اسلامى
همراه با عجز و لابه در مقابل راديکاليسم جامعه تکرار قدرتمندتر همان جنبش
است که اينبار نه در برلين که در تهران نمايندگى شد.ما اينرا پيش بينى
ميکرديم. ما اين پيام را در سال ٢٠٠٠ با قدرت به ايران فرستاديم. فعالين
اين جنبش اکنون بايد خرسند باشند که در جامعه ايران و در ابعادى وسيع اين
جنبش هژمونى پيدا کرده است. اما اين هنوز آغاز راهى است که شروع کرده ايم.
اين جنبش را بايد تعين بيشترى داد. رهبران و چهره هاى اين جنبش اگر اکنون
در خارج کشور شناخته شده و تعين يافته است، بايد قدم بعدى را در ايران
بردارد. على جواديها، آذر ماجديها، مينا احديها، هما ارجمندها و ..... در
تهران و شهرهاى ديگر ايران کم نيستند. اينها بايد ابراز وجود علنى پيدا
کنند. اگر روزگارى تکرار کنفرانس برلين در تهران مشکل به نظر ميامد، اکنون
ناباوران را هم متقاعد کرده است که اين امر اتفاق افتاد. اکنون کانال
جديديها و کنفرانس برلينيها با قدرت و امکانات بيشترى ميتوانند قد علم
کنند. اينبار نوبت فتح کردن اين عرصه است. سنگرها را داريم يکى بعد از
ديگرى فتح ميکنيم. بايد جنبيد، بايد کارى کرد که همه راست و چپ جامعه در
مقابل انقلابى که راه افتاده است سر تعظيم فرود آورند. صداى انقلاب بايد
با قدرت بيشترى در دنيا طنين افکند. بايد کارى کرد که گرايشات چپ سنتى و
نااميد هم در کنار انقلاب و انقلابيون بايستند. بايد کارى کرد که نااميدان
به چپ و کمونيسم نگاهشان به اين صف برگردد. بايد کارى کرد در اين جنبش به
دنبال فرصت و جايى براى خود باشند. دنبال صندلى در ميان و در خانه راست
جامعه نگردند. زمانيکه حزب کمونيست کارگرى کنفرانس برلين را به شکست کشاند
و دوم خرداديهايى که آمده بودند رژيم اسلامى تعديل شده را بفروش برسانند
با سرى افکنده برگشتند، حتى در ميان جنبش دانشجوئى کم نبودند که فکر
ميکردند داريم چپ روى ميکنيم. امروز ميبينيم که جنبش اعتراضى مردم همان
راه را دنبال ميکند. آرمانهاى رفاه و آزادى و برابرى، آرمانهاى يک جامعه
بدون نابرابرى، جامعه اى فارغ از دخالت مذهب، بدون تحقير زن، بدون تحجر و
... را حزب کمونيست کارگرى حتى زمانى که مرگ سوسياليسم و کمونيسم و برابرى
طلبى با سقوط ديوار برلين در همه رسانه ها جار زده ميشد، با صداى بلندتر
اعلام کرد. بيش از دودهه است اين حزب براى اين آرمانها در مقابل جنبش هاى
ارتجاعى و دست راستى ديگر ايستاده است و از اين آرمانها دفاع ميکند. اين
آرمانها امروز به پرچم جنبش اعتراضى مردم تبديل شده است. امروز وقت انتخاب
بين آلترناتيوهاى چپ و راست است. در راس چپ جامعه ايران حزب کمونيست
کارگرى ايستاده است. با دردسترس قرار دادن اين حزب بايد امکان انتخاب مردم
را فراهم کرد. اينبار مردم ايران مجبور نيستند که از ميان جرايانات راست
انتخاب کنند.
١٦ آذر امسال عليرغم اينکه يک نقطه عطف در مبارزات مردم
است تنها نمونه اى و گوشه اى از اين جنبش بود. به همه دانشجويان و مردمى
که ١٦ آذر امسال را به يک نقطه عطف در جنبش سرنگونى حکومت اسلامى تبديل
کردند درود ميفرستم. در پايان لازم است يک حقيقت را تاکيد کنم که بدون حزب
کمونيست کارگرى و رهبران محبوب آن، بدون يک سياست راديکال و با اعتماد
بنفس که اين حزب نمايندگى ميکند، بدون فراخوان و ميدياى پرقدرت اين حزب،
چنين شرايطى ممکن نميشد. اين حزب دستاورد همه انسانهاى برابرى طلبى است که
به همت منصور حکمت ساخته شده است. قويتر شدن و قدرت گيرى اين حزب کارى است
که بر دوش همه ما کمونيستها قرار دارد.
بدون يک حزب روشن بين و با اراده، بدون يک حزب قوى و با
رهبران شناخته شده، بدون يک حزب وسيع و با نفوذ، بدون يک حزب ماکزيماليست
و مدافع سوسياليسم فورى اين دستاوردها قابل بازپس گيرى است. اين حزب را
بايد تقويت کرد.سير قدرت گيرى و پيوستن به اين حزب در چند ماه اخير سرعت و
وسعت قابل توجهى داشته است. قابل مقايسه با دوره هاى قبل نيست. دستاوردهاى
اين دوره مهر اين تحولات را بر خود دارد. اما به نسبت نياز انقلاب پيش رو
هنوز کم به نظر ميرسد. اين سير قدرتمند شدن را بايد سرعت بخشيد.
محمد آسنگران
١٩ آذر ١٣٨٣
|