دنيا بدون فراخوان سوسياليسم، بدون اميد سوسياليسم، بدون خطر سوسياليسم، به چه منجلا يى بدل ميشود  
اساس سوسياليسم انسان است٠ سوسياليسم جنبش بازگرداندن اختيار به انسان است
كردى  بازگشت به صفحه iskraa2@yahoo.com       طراح و مسئول سايت    مهرداد  احمدى                

مصاحبه ايسکر با محمد آسنگران 

در مورد اعتصاب کارگران نساجی کردستان

 

 

ايسکرا: اعتصاب ۵٧ روزه کارگران نساجي با موفقيت پايان يافت.  از آنجا که از نزديک با روند اعتصاب درگير بوديد، در مورد پروسه اين اعتصاب و چگونگي آن لطفأ براي خوانندگان ايسکرامقداري توضيح دهيد.  

محمد آسنگران:

قبل از جواب به سوال شما اجازه بدهيد كه به همه دست اندركاران،  فعالين كارگري  و همه كساني كه در به پيروزي رساندن اين اعتصاب فعاليت كردند و كمك كردند تشكر كنم و به همه آنها خسته نباشيد بگويم.

درست است كه  من هم  افتخار اين را داشتم كه در همه لحظات تلخ و شيرين اين اعتصاب در كنار كارگران نساجي باشم،  اما در غياب اتحاد و همبستگي قوي كارگران نساجي اين پيروزي ممكن نميشد. اين اعتصاب روز اول در اعتراض به اخراج ٣٦ نفر از كارگران اين كارخانه آغاز شد.  زيرا مديريت متن قرار دادي را به امضاي كارگران رسانده بود كه كارفرما هر آن ميتوانست آنها اخراج كند و  ٣٦ نفري كه اين متن را امضا كرده بودند فورأ حكم اخراجشان را گرفتند. با شروع اعتصاب در اعتراض به اخراج كارگران مطالبات ديگري كه بايد عملي ميشد و به تعويق افتاده بود جز خواسته هاي كارگران در اين اعتصاب مطرح گرديد. اوايل اعتصاب بعد از دو هفته هيچكدام از مقامات كارخانه و دولت عكس العملي نشان ندادند انگار اتفاقي نيفتاده است. ميخواستند با اين بي توجهي كارگران را خسته و اعتصاب را به شكست بكشانند. اما مقاومت و اتحاد كارگران آنها را ناچار به تقلا كرد. مذاكرات مكرر و بي نتيجه را ادامه دادند. در ميان كارگران تلاش كردند كه تفرقه ايجاد كنند. بسيج كارخانه را به تحرك وادار كردند. به تعدادي از بسيج كارخانه مبلغ پنجاهزار تومان هديه دادند كه اعتصاب را بشكنند. تعدادي از كارگران را بازداشت و تحت فشار قرار دادند. نمايندگان كارگران را بازداشت و شكنجه كردند. اما همه اين ترفندها يكي بعد از ديگري با درايت كارگران و فعالين كارگري خنثي شد. كارگران براي رساندن صدايشان به گوش جامعه چندبار تلاش كردند كه از كارخانه به خيابان بيايند اما با مانع نيروهاي انتظامي و امنيتي روبرو شدند. تا اينكه بالاخره با حمايتهاي جامعه و بخشهاي مختلف كارگري بويژه كارگران نساجي شاهو و تعدادي از ديگر تشكلها و فعالين كارگري در ايران و تعدادي از اتحاديه هاي كارگري در خارج كشور اين اعتصاب به اهداف خود رسيد.

ايسکرا: در رابطه با فاکتورهاي به پيروزي رساندن اعتصاب فکر ميکنم از نکات  بسيار مهمي است که بايد بدان پرداخت و در جهت آماده سازي براي حرکتهاي بعدي بر روي آن تاکيد گذاشت. اين فاکتورهاي اساسي که نقش کليدي را بازي کردند چه بودند؟

 

 

محمد آسنگران:

به نظر من مهمترين فاكتور و عامل پيروزي كارگران نساجي اتكاي كارگران به مجمع عمومي بود. مجمع عمومي به عنوان ارگان مبارزه  و تصميم گيري در اين كارخانه نقش كليدي بازي كرد. چه هنگامي كه نمايندگان به مذاكره ميپرداختند و چه هنگامي كارگران  فردي تحت فشار قرار ميگرفتند.  هميشه اين فاكتور يعني  تصميم گيري مجمع عمومي بود كه آنها را از مخمصه نجات ميداد. براي روشنتر شدن مسأله به دو نمونه اشاره ميكنم، يك روز قبل از اتمام اعتصاب ١۵ نفر از كارگران را شبانه بازداشت كردند و به اطلاعات بردند آنها را تحت فشار گذاشتند كه بايد اعتصاب را تمام كنند. كارگران همگي يك جواب داشتند " ما اعتصاب را فردي شروع نكرده ايم كه بتوانيم فردي پايان بدهيم. اعتصاب تصميم مجمع عمومي بوده است و اكنون هم فقط مجمع عمومي ميتواند چنين تصميمي را بگيرد". در مذاكرات نمايندگان كارگران هم هميشه اين قاعده رعايت ميشد آنها اجازه نداشتند كه خودشان راي نهايي بدهند.  در هر مورد بايد مجمع عمومي تصميم آنها را تاييد ميكردتصميم نمايندگان كارگران  بعد از تصويب در مجمع عمومي قابل اجرا بود. چنانچه در يك مورد نمايندگان تحت فشار قرار گرفتند كه گويا آنها عامل ادامه اعتصاب هستند، نمايندگان اعلام كردند كه اگر مجمع عمومي تصميم به خاتمه اعتصاب بگيرد آنها حرفي ندارند. به اين ترتيب ميبينيم كه مجمع عمومي نه تنها جايي و ارگاني براي دخالت همه كارگران بود بلكه در موارد حساس همه كارگران جوابگو بودند. اين تنها يك تاكتيك در مقابل كارفرما و دولت نبود بلكه اين يك روش درست هدايت مبارزه كارگري بود كه كمك ميكرد تا همه كارگران در سرنوشت خودشان تصميم بگيرند و قدرت جمعي كارگران در مقابل كارفرما و دولت قرار ميگرفت. كارگران در مجمع عمومي از قدرت و اعتماد به نفس بيشتري برخوردار بودند. كسي نميتوانست چيزي بر خلاف تصميمشان را به آنها تحميل كند. در عين حال تعداد بيشتري از كارگران ياد ميگرفتند كه چگونه يك اعتصاب را رهبري و در مقابل فشار و تهديد كارفرما و دولت بايستند. اما علاوه بر نقش كليدي مجمع عمومي نقش خبر رساني و مطلع نگاه داشتن جامعه به طرق مختلف يكي ديگر از تجارب با ارزش اين اعتصاب بود.  در شرايطي كه تمام رسانه هاي خبري ايران در مورد اين اعتصاب سكوت كرده بودند و اجازه پخش اخبار آن را نداشتند كارگران نساجي با مصاحبه هاي متعدد و ايجاد كميته اعتصابيون توانستند كه اخبار و گزارشات لازم را به جامعه برسانند. كميته اعتصابيون و كميته حمايت از اعتصاب دانشجويان و فعالين ديگر در مجموع سه كميته در شهر سنندج درست شده بود. اما كميته اعتصابيون هم در رهبري اعتصاب و هم در خبررساني لحظات اعتصاب نقش كليدي بازي كرد. ما در اعتصابهاي ديگر اين كارخانه و نساجي شاهو شاهد درست شدن كميته حمايت از اعتصاب بوديم اما اينبار كميته اعتصابيون يك قدم به جلو بود. زيرا خود مستقيمأ در رهبري اعتصاب نقش داشت. كاري و حرفي كه نمايندگان نميتوانستند انجام بدهند اين كميه انجام ميداد. زيرا كميته علني نبود كه بيايند و آنها را تحت فشا قرار دهند. در ضمن اگر هرجا كه اين كميته احساس ميكرد كه نمايندگان خوب عمل نميكنند راسأ خودش وارد ميدان ميشد و هدايت غير مستقيم اعتصاب را به دست ميگرفت. در جريان اين اعتصاب افت و خيز زيادي اتفاق افتاد. اما ستون اصلي هدايت موفق آن مجمع عمومي و نمايندگان و اين كميته بود كه نقش راديكال و اصلي را بازي كردند. حمايت تشكلهاي كارگري در داخل و خارج ايران يكي ديگر از آن موارد است كه به موقع انجام ميشد. براي مثال اتحاديه فلز آلمان يكي از آن اتحاديه ها بود كه از كارگران نساجي حمايت كرد. اين موارد همگي هنگامي كه در كنار هم و هماهنگ به ميدان آمدند پيروزي نساجي كردستان را ممكن كردند.

 

ايسکرا: از ابتداي اعتصاب تا به آخر کميته کردستان و شخص شما در دادن رهنمودهاي لازم و تاثير گذاري بر آن و به پيروزي رسانيدنش تلاش کرديد، سوال اين است که اگر کميته کردستان در اين حرکت حضور نمي داشت آيا فکر نمي کنيد که نتايج ديگري غير از اين موفقيت ببار مي آمد؟

 

محمد آسنگران:

 ببينيد اين كار هميشگي و تعطيل ناپذير ما است. يك حزب كمونيستي كارگري اگر وظايف اصلي خودش را بجز رهبري جنبش كارگري تعريف كند غير عادي  است. واضح است كه اگر ما نبوديم كار به اين شكل پيش نميرفت. اما نقش حزب تنها در اين اعتصاب خلاصه نميشود. اين تنها بخشي از فعاليت و امر كميته كردستان بود. نقش ما برخلاف تصور چپ موجود تنها گزارش دادن نبود ما تلاش كرديم با استفاده از تجاربي كه بود در دل تناسب قواي معيني تحليل كنيم كه كجا بايد ايستاد و كجا بايد عقب نشست. كجا بايد سازش كرد و كجا بايد به خيابان آمد و.... خوشبختانه كارگران نساجي از راديو و تلويزيون و نشريات ما اين استفاده را ميكردند كه درست عمل كنند. كسان ديگري هم بودند كه  از دور دستي بر آتش داشتند و هر بار با يك فشار كه به اعتصابيون مي آمد فورأ ياس و نااميدي را در نوشته هايشان ميديديم. اينها البته فكر ميكردند دلسوزي ميكنند ولي چون در اين عرصه پيچيدگي اوضاع را نميتوانستند تحليل كنند مرتب به چپ وراست زدن مي افتادند. يا فقط گزارش ميدادند. روانشناسي كارگران،  جامعه، و نيروهاي مقابل همگي مواردي بود كه بايد تحليل و ارزيابي ميشد. جريانات ديگر به شكل سنتي ياد گرفته اند فقط خودي نشان بدهند. مشكلشان اين نبود كه چگونه اين اعتصاب به پيروزي برسد. پيچيدگي اوضاع را نميتوانستند تشخيص بدهند. حتي هنگامي كه كارگران پيروز شدندن " راديكاليسم شان" را به شكلي بچگانه بيان كردند كه گويا پيروزي حاصل نشده است. با اين توضيح كوتاه خواستم اين را تاكيد كنم كه رهبري يك حركت كارگري و اجتماعي ملزوماتي دارد بايد اين ملزومات مهيا باشد تا آن حركت به پيروزي برسد. ما در دل وجود اين ملزومات توانستيم نقش ايفا كنيم. مثلأ اگر گزارش لحظه به لحظه را نميداشتيم، اگر گوش شنوا براي سياستهاي ما نبود، اگر فعاليني در محل اين سياستها را از رسانه هاي ما دريافت نميكردند، اگر ما متمركز جوانب اين حركت را تحليل و ارزيابي نميكرديم و رهنمودهاي واقع بينانه نميداديم و... آن وقت نقش ما هم مثل جريانات ديگر ميشد. بنابر اين من با اطمينان ميگويم اگر هر حركت و اعتراض كارگري بخواهد از اين تجربه كارگران نساجي استفاده كند ميتواند به پيروزي كامل يا نسبي آن مطمٍن باشد. كارگران در همه نقاط ايران ميتوانند از اين امكانات و تجارب استفاده كنند. تمام رسانه هاي خبري حزب ما و تمام قدرت تشكيلاتي ما آماده حمايت و هدايت اين اعتراضات است. اميدوارم كه فعالين كارگري اين تجربيات را در كتابهاي شهلا داشور و اصغر كريمي مطالعه كنند و از آنها استفاده نمايند. اين كتابها جمعبندي اعتصاب كارگران نساجي و شاهو را در بر دارد. در ضمن همينجا خبر خوشحال كننده ديگري را ميخواهم به اطلاع برسانم كه هم اكنون منصور فرزاد يكي از اعضاي كميته مركزي حزب هم مشغول جمع آوري كامل اين تجربه است كه با تمام اسناد و اطلاعيه هاي لحظه به لحظه اين حركت،  مصاحبه ها و نوشته هاي مربوط  به آنها  و جمعبندي كل آن دو تجربه يعني شاهو و نساجي قرار است به زودي منتشر شود. اين كتابها گنجينه اي از تجارب و نقا ط قوت و مشكلات پيش آمده را در خود دارند و ميتواند مورد استفاده ديگر فعالين كارگري واقع گردند. همينجا مطالعه اين كتابها را به همه فعالين كارگري توصيه ميكنم.

 

ايسکرا: حال بعد از اين اعتصاب يزرگ و موفق چه رهنمودي براي کارگران نساجي و ديگر کارگران بخشهاي مختلف توليدي داريد؟ فکر نمي کنيد که بايد ضمن حفاظت از اين تجارب و دستاورد، قدمهاي ديگري رو به جلو برداشت؟

 

محمد آسنگران:

 اجازه بدهيد  قبلأ اين را بگويم كه من موافق رهنمود دادنهايي نيستم كه چپ عادت كرده است آرزوهايش را تحت عنوان رهنمود تكرار كند. اما قدمهاي بعدي اين حركت موفق را ميشود با اتكا به واقعيات موجود و تعادل قواي فعلي برشمرد. مثلأ كارگران نساجي  ميتوانند برگزاري جشن پيروزي  خود را جشن بگيرند و تعدادي ديگر از هماكاران خود را در اين جشن دعوت و به برسي كل اين پروسه بپردازند.  كارگران نساجي و شاهو ميتوانند ارتباطشان را محكم تر كنند. در ضمن كارگران نساجي ديدند كه كارگران ديگر بحشها از آنها حمايت كردند و اين همبستگي كارگري با ارزش است بايد آنرا تقويت و ادامه داد. كارگران نساجي ميتوانند با حمايتشان از كارگران شاهو قدم ديگري اين اتحاد و همبستگي را جلو ببرند. در ادامه اين حركت كارگران نساجي كردستان بايد حمايت از هر مبارزه كارگري ديگر را امر خود بدانند. براي پيگيري اجراي تمام مطالبات مورد توافق بايد كساني را مامور پيگيري اين امر كنند. اين احتمال هست كه مديريت كارخانه اجراي خواسته هاي تحميل شده را اجرا نكنند. علاوه بر اين ارتباط  با ديگر فعالين كارگري  و مشاركت در امر پيشبرد  جنبش كارگري يكي ديگر از كارهايي است كه ميتواند در دستور  كارگران نساجي كردستان و فعالين آن قرار گيرد. حفظ انسجام و اتحاد كارگران نساجي ضامن اقدامات بعدي است. منظم كردن مجمع عمومي و دخيل شدن همه كارگران در مسايل اين كارخانه امري است تعطيل ناپذير. اينها و موارد بسياري  ديگر كه به جامعه و كارگران  ديگر بخشهاي كارگري  مربوط  است بايد با حساسيت دنبال شود. انتظار و توقع از كارگران نساجي بالا رفته است بايد اين انتظارات را جوابگو باشند. اينها مواردي است كه بايد فعالين كارگري در نساجي به آنها فكر كنند و براي آن طرح و نقشه داشته باشند

* * *

 

 

 

صفحه منصور حکمت 
صفحه  دبير كميته مركزى    حميد تقوايى 
صفحه  دبير كميته كردستان   محمد آسنگران
 صفحه نشريه ايسکرا   
تماس مستقيم
  مهرداد  احمدى
مسئول ارتبا طات شهر هاى كردستان  نسرين رمضانعلى
 اعضاى كميته كردستان
تماس با كميته كردستان
 سايتهاى ديگر
صفحات ويژه
صفحه ویژه روز جهانی کودک
مجموعه اعلاميه ها و اسناد مبارزات کارگران نساجی سنندج
در مورداعتراض و مبارزات کارگران اخراجى شاهو
این زندگی شایسته ما نیست
دنیای بهتری باید ساخت
اعتصاب مدرسه انقلاب است
اعتصابی کوچک با درسهائی اصغر کريمی بزرگ 
صفحه ويژه اطلاعيه هاى اعتراضات ودرگيرهاى شهرهاى كردستان
سخنرانيهاى کنگره  پنجم  چهارم   سوم
عروج و خروج گرايش راست از حزب كمونيست كارگرى ايران
اسناد مباحث درونى  حزب کمونيست کارگرى ايران
صفحه ويژه انشعاب در حزب