دفاع از حزب
الله در پوشش دفاع از مردم
آناتومي حزب
آقاي مدرسي در مورد جنگ لبنان
محمد آسنگران
asangaran@aol.com
جنگ لبنان تنها بيرحمي،
کشتار و لجنزار تروريسم اسلامي و تروريسم دولتي اسرائيل و آمريکا را به نمايش
نگذاشت. جنگ لبنان سر آغاز تجزيه و پولاريزه شدن احزاب و جريانات اپوزيسيون
جمهوري اسلامي هم بود. اين جنگ تنها تروريسم دو طرف جنگ و ضديت آنها با مردم را
به نمايش نگذاشت، بلکه نيروها، جريانات، و گرايشات مختلف هم در جريان اين جنگ
جايگاه خود را نشان دادند. موضع گرفتند، فراخوان دادند، دفاع کردند و مخالفين
خود را نقد کردند. هر جرياني با نقد و سياستي که در قبال اين جنگ گرفت آينده
سياسي مورد نظرش و نيروهاي متحد خود را هم نشان داد. موضع گيري در قبال اين جنگ
ارتجاعي در خاور ميانه از يک طرف طرفداران هر کدام از قطبهاي درگير را به نمايش
گذاشت و از طرف ديگر حقانيت مخالفين هر دو قطب تروريسم دولتي آمريکا و اسلام
سياسي را نشان داد.
جريانات پرو آمريکايي
در کنار اسرائيل و جريانات پرو اسلامي "ضد امپرياليست" در کنار حزب الله قرار
گرفتند. در مقابل اين دو کمپ ارتجاع و آدم کش اما جبهه اي بزرگ و جهاني هم شکل
گرفت. جبهه سوم، جبهه مخالف هر دو قطب تروريستي، جبهه انسانيت مدرن و
آزاديخواه.
در ميان جريانات و
احزاب اپوزيسيون ايراني ما شاهد کلکسيوني همه رنگ هستيم. از طرفداران جنگ
اسرائيل عليه حزب الله تا مدافعين آشکار و شرمگين حزب الله عليه اسرائيل و
"امرياليسم"، اين دو طيف جرياناتي ارتجاعي و عقب مانده و غير مسئول هستند که هر
کدام از بي خاصيتي و بي افقي خود به يکي از اين قطبها دخيل بسته اند. اما در
مقابل اينها اميد و روشنايي رو به آينده اي انساني از جانب قطب سوم و جرياناتي
روشنبين نمايندگي شد. حزب کمونيست کارگري مدعي است که در اين کشمکش عليه هر دو
قطب تروريست و در پيشاپيش جبهه انسانيت مدرن، براي مقابله با اين قطبها ايستاده
است.
ما تلاش کرديم صداي
متفاوتي باشيم، ما صداي ميليونها انسان مخالف جنگ و مخالف اسلام سياسي و
تروريسم دولتي آمريکا و اسرائيل را نمايندگي کرديم و سياست ما در قبال جنگ
احتمالي آمريکا و جمهوري اسلامي همين خواهد بود. ما تلاش ميکنيم مردم گوشت دم
توپ هيچکدام از اين دو قطب ضد انساني نشوند. ما کمونيستها، سکولارها، ضد مذهب
ها و مدفعين آزادي و برابري، مدافعين برابري زن و مرد و کل جبهه جهان متمدن
تلاش ميکنيم که اين دو قطب جنگ طلب را از صحنه جامعه جارو و يا حاشيه اي کنيم.
بشريت متمدن راه ديگري ندارد. ما در راس مبارزات ضد جنگ و در کنار اکثريت مردم
به تنگ آمده از کشمکش اين دو قطب تروريستي ايستاده ايم. ما وظيفه خود ميدانيم
هر جرياني که از هر کدام از اين دو قطب حمايت مستقيم يا غير مستقيم را به عهده
بگيرد ترد و افشا کنيم.
جريانات پرو آمريکايي
اپوزيسيون ايراني، طيف وسيعي از ناسيوناليستهاي عظمت طلب و ناسيوناليستهاي قوم
پرست و بخشي از جريانات مذهبي امثال مجاهدين خلق را در بر ميگيرد. جريانات
مختلف سلطنت طلب، حزب دمکرات کردستان ايران، سازمان زحمتکشان کردستان ايران،
بخشي از مليگراهاي مصدقي و ديگر گروهايي قوم پرست و... که اميالشان را به
بمبهاي آمريکايي گره زده اند همگي در اين طيف قرار گرفتند.
اما در مقابل مدافعين
آمريکا و اسرائيل، يک طيف وسيع ديگري را ميبينيم که تمام جريانات اسلامي،
ناسيونال- مذهبي، (منهاي مجاهدين خلق ايران که در کمپ آمريکا قرار دارد) و چپ
سنتي ايران را مشاهده ميکنيم. حزب آقاي مدرسي در اين کمپ چنان پيشتازي کرده است
که تلاش ميکن بيش از همه به حزب الله نزديک شود.
تئوري، يا رومي رومي،
يا زنگي زنگي، در مورد اين جماعت کاملاً صدق ميکند. همان کاري که قبلاً آقاي
مهتدي در کمپ جريانات ناسيوناليست کرد انجام داد، امروز آقاي مدرسي در کمپ
جريانات حامي حزب الله همان کار را با سرعتي زايد الوصف انجام ميدهد. اينها
آشکارا و بدون ابهام از جناح چپ جامعه به کمپ ارتجاع و اسلام "ضد امرياليست"
پرت شدند. براي اثبات اين مدعا ببينيم آقاي کورش مدرسي در اين دگرديسي آگاهانه
چه ميگويد:
امروز در لبنان و در
منطقه براى مردم، و در آن ميان حتى براى زنان سكولار و مردم غير مسلمان،
حزب الله تبديل به تنها نيرويى شده است كه با آن بتوانند از
شرافت و زندگى خود دفاع كنند. اقلا يك
مقاومتى را سازمان دهند. همان كارى كه حماس در
فلسطين مشغول آن است. اوضاع بوجود آمده از يك طرف لجام گسيختگى بى پرواى
اسرائيل و امريكا را به نمايش گذاشته است. از طرف ديگر همين اوضاع گوياى
انفعال، بيخطى، نااميدى مزمن دامنگير جريانات چپ است.
اين جريانات نتوانسته و نميتوانند هيچ سرپناهى
براى مردم درست كنند. اين جريانات بجز شعارهاى توخالى كار ديگرى ازشان
ساخته نبوده است. از آنجاييكه از دست اين جريانات كارى بجز پخش اعلاميه ساخته
نبوده است، جريانات ديگرى مثل حماس و حزب الله به تنها مرجع
دفاع از خانه و زندگى مردم تبديل شده اند.
به نقل
ازمصاحبه کورش مدرسي در سايت اکتبر
همچنانکه مشاهده ميکنيد
آقاي مدرسي خيلي از جريانات چپ عصباني شده است! به چپ و کمونيسم اميدش را از
دست داده است. قبلاً هم اعلام کرده بودند که راست در جامعه دست بالا را دارد.
به همين دليل از موضعي راست، نه تنها به وضع امروز و گذشته چپ نقد دارد و
ميخواهد از آن فاصله بگيرد، فرموده است که چپ و کمونيسم در آينده هم نميتوانند
مثل حزب الله سرپناهي براي مردم درست کنند. "اين
جريانات نتوانسته و نميتوانند هيچ سرپناهى براى مردم درست كنند."
ايشان از شدت نفرت و انزجار از چپ "نا
چار" شده است بدون ابهام و خيلي صادقانه از حزب الله دفاع کند. اين اتفاق البته
تازه نيست. در تاريخ گذشته نمونه هاي زيادي از اين نوع به راست چرخيدن داشته
ايم ، توني بلر در انگليس، شيلي و فيشر در آلمان و.... تنها نمونه هاي از اين
نوع هستند. که از کمپ چپ جامعه به منتهي اليه راست جامعه رسيدند.
در ايران هم ما قبلاً از اين تحفه ها کم نداشته ايم. سازمان چريکهاي فدايي خلق
ايران (اکثريت) از کمپ چپ جامعه در زير عباي خميني قرار گرفت و همين اراجيف را
عليه چپ آن وقت جامعه بيان کرد. راه کارگر در جريان جنگ ايران و عراق دفاع از
ميهنش بر کسي پوشيده نبود. رزمندگان و پيکار هم همان دوره در دفاع از ميهن در
مقابل برنامه هاي "امرياليستي آمريکا وعراق تجاوزگر" بايد از "ميهن عزيز" دفاع
ميکردند و در کنار خميني "ضد امپرياليست" قرار گرفتند.
اکنون حزب آقاي مدرسي بعد از اين همه تجارب "گرانبها" راه رفته آنها را دارد در
جريان جنگ لبنان طي ميکند. البته بي انصافي نکنيم، ايشان در مورد جنگ احتمالي
ايران و آمريکا هم از همين حالا اعلام کرده است که اگر آمريکا به ايران حمله
کند مردم از رژيم اسلامي دفاع کنند. آقاي مدرسي در مقابل موضع جهان متمدن که هر
دو قطب تروريستي را محکوم ميکند چنين ميگويد:
مسئله من اينست
اگر ما اينگونه در مورد وضعيت مردم لبنان به قضاوت بنشينيم فردا در حمله
احتمالى امريكا به ايران، مردم لبنان به همينگونه رفتار خواهند كرد... خيلى
ساده در بمباران فرضى مردم تهران چنين عكس العملى را از شهروند فرانسوى خواهيم
پذيرفت؟ همين نگرش، سياه بر سفيد، بمباران امريكا در تهران را بپاى كشمكش دو
قطب ارتجاعى خواهد گذاشت و به همين سياق " هر دو قطب تروريستى" را محكوم خواهد
نمود!" از همان منبع بالا
ايشان
نگران اين هستند که ما رژيم اسللامي را محکوم کنيم و مردم را عليه هر دو قطب به
ميدان بياوريم. اما آقاي مدرسي هر چقدر حرف دل سران رژيم را تکرار کند ما بر
موضع اصولي و انساني و مسئولانه خود بيشتر پافشاري ميکنيم. اين جنگ جنگ دو قطب
تروريستي است و بايد محکوم شود و عليه هر دو قطب مردم به ميدان بيايند.
بنابر اين آقاي مدرسي شکي در اين ندارد که در آن شرايط بايد در کنار رژيم
اسلامي تشريف داشته باشد و عليه "تجاوز امرياليستها" در کنار رژيم اسلامي قرار
گيرد زيرا مردم " تنها سرپناهشان جمهوري اسلامي است." ايشان از تز دو قطب
تروريستي آمريکا و اسلام سياسي و سازمان دادن قطب بشريت متمدن در مقابل آنها،
که حزب کمونيست کارگري مبتکر و پيشتاز آن است، خيلي ناراحت شده اند. زيرا ايشان
معتقد است نبايد قطب اسلام سياسي که شامل حزب الله و جمهوري اسلامي و حماس و...
است در کمپ تروريستها جاي داده شوند. زيرا از نظر آقاي مدرسي اينها و آيت لله
صدر در عراق نيروهاي مقاومت در مقابل امپرياليسم را تشکيل ميدهند. زيرا "حماس و
حزب الله کودکستان درست ميکنند و مردم را متحد ميکنند و دست مردم را در دست هم
قرار ميدهند و...." براي "چپي" که اين چنين دچار ماليخوليا شده باشد ظاهراً
دنيا خيلي مجازي شده است. اما براي مردمي که از دست اسلام سياسي، از دست حماس و
حزب الله و جمهوري اسلامي به تنگ آمده اند، اين نيروهاي سياه به همان اندازه
ارتجاعي و ضد مردمي هستند که اسرائيل و آمريکا و متحدينشان.
اما دفاع امروز آقايان مدرسيها از حزب الله قرار است حمايتهاي بعدي جريانات
"چپ" لبناني و فلسطيني که احتمالاً منظورشان همان حزب الله است و "چپ فرانسوي"
و ... از رژيم اسلامي در مقابل امرياليسم آمريکا را به دنبال داشته باشد. اما
"چپي" که مثل آقايان مدرسيها از حزب الله دفاع ميکند همان "چپي" است که قبلاً
از بن لادن در مقابل آمريکا دفاع ميکرد. ما اين طيف از چپ هاي سنتي و ارتجاعي
را در کمپ اسلاميها ميبينيم. حال به قول آقاي مدرسي اين اسلاميها مثل حماس
کودکستان درست ميکنند يا مثل سال ۱۳۵۸ به خميني و جمهوري اسلامي راي ميدهند و
خواهان مسلح شدن سپاه پاسداران به اسلحه سنگين هستند و... تفاوتي ندارند. کل
اين طيف "چپ" مورد نظر آقاي مدرسي که قرار است امروز از مقاومت حزب الله در
لبنان، حماس در فلسطين و صدر در عراق و فردا از جمهوري اسلامي دفاع کند، براي
مردم تحت ستم و نيروهاي چپ و مارکسسيت طيفي از نيروهاي ارتجاعي هستند که
تروريسم اسلامي را تقويت ميکنند. در مقابل اين چپ پرت و مريخي مردم بايد ريشه
همه جريانات اسلامي را بکنند و جامعه را از شر "مقاومت" آنها خلاص کنند.
"چپهاي ضد امرياليست"
مورد نظر آقاي مدرسي در زير پرچم حزب الله قرار گرفته اند و در شرايط احتمالي
جنگ آمريکا و جمهوري اسلامي هم در کنار خامنه اي قرار ميگيرند. تظاهراتهاي اخير
را اگر نگاه کنيد پرچم حزب الله و حزب کمونيست سوئد و فرانسه و آلمان و... در
يک صف سبز و زرد و قرمز را در کنار همديگر ميبينيد. تازگي آقاي مدرسي ميخواهد
بدون شعار عليه جمهوري اسلامي و فقط با شعار عليه آمريکا به صف آنها وارد شود.
آقاي مدرسي قبلاً اعلام کرده بود که "در خارج کشور عليه آمريکا و در داخل
ايران عليه جمهوري اسلامي شعار ميدهند." زيرا ايشان با "دقت تمام" وظايف داخل و
خارجشان را اين چنين تدوين کرده است!
البته با با دفاع
اخيرشان از حزب الله در داخل هم عليه جمهوري اسلامي قرار نيست کاري کنند. زيرا
سياست خود را چنين فرموله کرده اند بهرام مدرسي در جواب يکي از سمپاتهايشان
مينويسد:
"فردا اگر دولت آمریكا و متحدینش به بهانه جلوگیری از دسترسی رژیم اسلامی به
بمب اتمی٬ به ایران حمله كردند و همان بلایی را كه روزانه سر مردم عراق و لبنان
میاورند را به ما٬ به من و شما و تك تك اقوام و آشنایانمان آوردند٬ سیاست درست
چه خواهد بود؟ محكوم كردن دو طرف؟ اگر كمونیستی در آن شرایط برای شما مثلا از
مكزیك بنویسد كه بانی این حمله به ایران دولت ایران است كه میخواهد بمب درست
كند٬ جواب شما چه خواهد بود؟ و اگر تا آن وقت ما كمونیست ها٬ ما حكمتیست ها
نتوانسته باشیم كه ظرفی برای دفاع مردم از خودشان ایجاد كرده باشیم٬
متعجب خواهید شد كه مردم برای دفاع از خود و زندگیشان احتمالا كنار رژیم اسلامی
قرار گیرند؟"
به نقل از نشريه سازمانده کمونيست
دفاع از کمپ اسلام سياسي، دفاع از حزب الله و جمهوري اسلامي به اين روشني و
صراحت را تا کنون از هيچ جرياني که خود را با هر تفسيري چپ مينامد نديده بوديم.
اينها در ضديت با کمونيسم و دفاع از اسلام سياسي سنگ تمام گذاشته اند. چپ سنتي
هم جرات نکرده است تا کنون اين چنين بي اما و اگر از اسلاميها دفاع کند.
ادامه دارد.